یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دو بال برای پرواز
هیچ واقعه ی تاریخی تأثیرگذار و تعیین کننده ای نیست که در معرض تحریف، تفسیر جانبدارانه و حذف و اضافه قرار نگرفته باشد. آفاتی از این دست که ماجرای تأثیرگذار کربلا را تهدید می کنند الزاماً تنها از سوی جناح باطل، هدایت و برنامه ریزی نمی شوند، بلکه گاهی کسانی هم که پرچم دفاع از مظلوم را در این ماجرای تأسف بار برمی افرازند، تحت تأثیر احساسات دردمندانه، تشفی خود را در رفتارهایی جستجو می کنند که پیوندی منطقی با روح نهضت ندارد. در واقع به گونه ای از متن شیفتگی و اشتیاق و دلدادگی به حاشیه ی اغراق و رفتارهای وهن آمیز افتاده و تدریجاً از هدف اصلی که استخراج الگوهای قابل تأسی از دل یک واقعه ی تاریخی است و قرار است به نماد رودررویی حق و باطل تبدیل شود، فاصله می گیرند. چنین رویکردی به شناخت مرزهای موجود بین دو جریان حق و باطل کمکی نمی کند. به دنبال ماجرای کربلا از آنجایی که اختلاف زاویه ی نگاه معترضین و حاکمان که آمران و عاملان این جریان بودند به اندازه ی زیاد بود که امکان حل و رفع و محاکمه و به دنبال آن مجازات جنایتکاران وجود نداشت و قیام های پی در پی شیعیان نیز به جایی نرسید و نتوانست آبی بر آتش خشم آنها بپاشد، نقل سینه به سینه ی این تراژدی تاریخی در دستور کار شیعیان قرار گرفت و اظهار تاسف که گریه بر شهدای کربلا نماد آن بود به عنوان نشانه ی طرفداری از جریانی حق طلب به رهبری امام حسین (ع) مانند پرچمی در اجتماعات شیعیان به اهتزاز درآمد. در اقلیت بودن شیعیان از یک سو و سرکوب مداوم آنها از سوی حکام وابسته به خلفای اموی و عباسی از سوی دیگر با مصائبی همراه بود که عزاداری ها را به عنوان یک راهبرد مطرح می کرد. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۵
- سرمقاله
