سرمقاله

محمد عسلی

تهران همه ایران نیست!

یکی از مسئولین نخست وزیری در سی سال قبل از تهران به شیراز آمد و در فلکه شهداء «شهرداری» سخنرانی کرد. جمله­ای بیان نمود که هنوز در خاطر دارم.

«تهران مانند سر بزرگی است روی یک تن نحیف که همه بودجه­ها را می­بلعد…» سیستم مرکزی فرماندهی که در تهران مستقر است علاوه بر سیاست­گذاری اقتصادی و فرهنگی قرن­هاست که فرماندهی و سیاست­گذاری­های آموزشی و پرورشی را هم بر عهده دارد.

هر چند تهران پایتخت ایران است و مرکز حاکمیت که رئیس جمهور و وزرا و سایر سیاست­گذاران در آنجا مستقرند، اما عقل سلیم حکم می­کند هر استان به فراخور موقعیت جغرافیایی و منابع و موانعی که پیش رو دارند در برنامه­ریزی­های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگ، ورزشی و آموزشی دیده شوند و به حسب توانایی­ها در تقسیم بودجه سهیم شوند.

به عنوان مثال اگر استان فارس، یک استان مهاجرپذیر و توریستی است که به لحاظ تنوع آثار باستانی دوره­های مختلف تاریخی توریست­پذیر است؛ می­باید بودجه­های درخور موقعیت تاریخی و فرهنگی خود دریافت کند و اگر صرفاً استان کشاورزی است که در چند دهه در تولید گندم که نان همه مردم است رتبه اول را به دست آورده می­باید به کشاورزان و باغداران آن رسیدگی و کمک شود.

متأسفانه فاصله هزار کیلومتری فارس به تهران موجب شده همان حکایت قالب­های یخ را یادآور شویم که تا به ما برسد آب شده و چیزی که قابل توجه باشد به فارس نمی­رسد.

علت آن بی­توجهی مسئولین امر به نوع برنامه­ریزی است. (ادامه…)