سرمقاله
محمد عسلی
به بهانه ورود عصر مردم به ۲۲ سالگی
به یاد ندارم که کسی برای رشد و بالندگی فرزندش تا ورود به ۲۲ سالگی شبانهروز با دغدغه و استرس تلاش کرده باشد.
به یاد ندارم که کسی عشق به نگارش و اطلاعرسانی را مقدم بر زندگی خانوادگی و خواستههای بحق زن و فرزند و تمایلات عقلایی و نفسانی خودش کرده باشد.
به یاد ندارم که کسی برای بقای هر آنچه به آن عشق میورزد رنجهای بیشماری تحمل نماید تا جایی که کارنامه و عملکرد ۲۴ ساعته خود را هر بامداد در معرض دید و قضاوت مردم گذارد.
آری روزنامهنگاری در این عالم وانفسا یعنی همین که اگر عاشقی و عشقت تمامی ندارد میمانی و اگر بریدی و تمام شدی عطایش را به لقایش میبخشی.
و اما بعد:
به هر سال برای فرزند و فرزندانی که از پس روزنامه عصر مردم متولد شدند چکامهها و رنجنامههایی قلمی کردهام به بهانه تولدی دیگر و در آن نوشتارها از کسانی نام بردهام که همانند خودم همراه و همدل شدند و سر از پای نشناخته خود را به گرداب روزنامهنگاری انداختند هر چند بعضاً شناگر خوبی نبودند و با صبوری و گذشت شناگری را هم تجربه کردند.
دلخوش بودیم به اینکه از پس رنجهای بسیار مخاطبین را به هر پگاه با واژههایی گرم و نه چندان آتشین میزبان باشیم هر چند بر این باوریم که نتوانستهایم و نه اینکه نخواستهایم برای همه ذائقهها مطلب داشته باشیم. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵
- سرمقاله
