سرمقاله
محمد عسلی
آسیب‌شناسی مفاسد مدرسه‌ای
سال ۱۳۵۲ به کسوت معلمی درآمدم و اولین سال معلمی را در روستایی از توابع فارس تجربه کردم.
روستایی که کل جمعیت دوره ابتدایی و راهنمایی آن به ۵۰ نفر نمی‌رسید. در یکی از روزها وقتی وارد کلاس سوم راهنمایی شدم با تعجب دیدم بیش از نیمی از دانش‌آموزان کلاس غایب بودند، وقتی علت را از دانش آموزان حاضر سؤال کردم همه ساکت بودند جز یکی که با لبخندی معنی‌دار گفت: آقای مدیر ما می‌دانیم کجا؟ چه کار زشتی می‌کنند.
بقیه بچه‌ها همگی خندیدند و من گفتم ساکت که دیگر صدایی از کسی در نیامد…
وقتی متوجه شدم چه اتفاقی افتاده به همراه مدیر و خدمتگزار مدرسه به دنبال دانش‌آموزان به صحرای پشت مدرسه رفتیم و با کمال تعجب صحنه‌ای را مشاهده کردیم که ذکر آن هر چند ما را به عمق مسائل جنسی نزدیک می‌کند اما بیانش در شأن این نوشتار نیست. خلاصه اینکه دانش‌آموزان مذکور به نوبت در حال تجاوز به یک ماده الاغ بودند…
و اما بعد؛
از آن زمان تا به اینک ۴۵ سال گذشته است. (ادامه…)