سرمقاله
اسماعیل عسلی
سربازان آمریکا
تصور زمانی که همای صلح بر سر خاورمیانه سایه‌گستر شود برای گردانندگان کارخانجات اسلحه‌سازی، شرکت‌های سازنده تأسیسات زیربنایی نابود شده و کمپانی‌های چند ملیتی که در مسیر بزرگراه جنگ هزاران شرکت راه انداخته‌اند بیشتر به یک کابوس وحشتناک شباهت دارد که خواب دراز آنها را آشفته می‌کند. برای درک این واقعیت تلخ کافی است در جریان گردش میزان پولی که در پیوند با جنگ و فعالیت‌های نظامی رد و بدل می‌شود باشیم. برای کشورهایی نظیر آمریکا که به لحاظ برخورداری از ظرفیت بالای اقتصادی می‌توانند سیاست خارجی انعطاف‌پذیری در شرایط گوناگون داشته باشند، این امکان وجود دارد که درآمدی نسبتاً برابر هم در زمان جنگ و هم در زمان صلح در تعامل و عدم تعامل با یک کشور خاورمیانه‌ای و نفتی داشته باشند. پیش از انقلاب آمریکا از طریق فروش اسلحه به ایران و اعزام مستشار و خرید نفت ارزان درآمد کسب می‌کرد و پس از انقلاب نیز از طریق پذیرش مهاجران ایرانی و جذب سرمایه‌های آنها و فراخوانی مغزها و نیروهای انسانی کارآمد و راه‌اندازی جنگ و فروش چند برابری کالاهای خود با اعمال تحریم درآمد کسب می‌کند. بنابراین عامل اصلی دست بالا داشتن کشوری چون آمریکا در تعاملات بین‌المللی، اقتصاد رشد یافته و تکنولوژی و فرهنگ بهره‌گیری از نیروهای انسانی و از همه مهم‌تر سیاست خارجی متناسب با ظرفیت‌های اقتصادی است به همین دلیل آمریکا همواره برای پویا نگه داشتن اقتصاد خود به دوستان و دشمنانی بزرگ نیازمند است که اگر چندان بزرگ هم نباشند خودش از آنها هیولا می‌سازد. (ادامه…)