سرمقاله
اسماعیل عسلی
دلایل سیزده گانه
از میان سه مؤلفه تأثیرگذار در اداره کشور قوه مقننه و قوه قضائیه تاکنون نتوانسته‌اند بروز و نمودی فراخور جایگاه و اختیارات قانونی خود داشته باشند و ورود جدی آنها به عرصه‌های سیاسی و اقتصادی نیز اغلب به منظور علاج واقعه بعد از وقوع بوده و قوه‌ی مجریه نیز با وجود اندک تأثیرگذاری بیشتر نسبت به دو قوه‌ی دیگر همواره در معرض انتقاد مردم و رسانه‌ها قرار داشته است. اگر بنا باشد نخواهیم ضعف عملکردهای سه قوه را به پای مشکلات ساختاری و زیربنایی که ریشه در قانون اساسی دارد بگذاریم باید بگوییم دولت‌ها خصوصاً در بخش عملکرد اقتصادی بیشترین انتقادها را متوجه خود ساخته‌اند. این که چرا مجلس با وجود این که قاعدتاً باید در رأس امور باشد در اغلب اوقات رفتاری منفعلانه داشته و همواره پس از شنیده شدن صدای اعتراض مردم آن هم برای توجیه و مرمت خرابی‌ها به میدان آمده شاید به پایین بودن فرهنگ کارجمعی در جامعه ما برگردد و این که مردم این خطه از دیرباز آن قدر که به قدرت فردی و هژمونی شخصی که آنها را قهرمان تصور کرده‌اند امید داشته‌اند هرگز به قدرت جمعی نیاندیشیده‌اند و حتی اگر در مواردی هم کاری با همگرایی پیش برده‌اند نهایتاً توسط تاریخ‌سازان به افرادی خاص نسبت داده شده است! (ادامه…)