سرمقاله
محمد عسلی
شکست سکوت
«اگر به سکوت گوش دهی به هیچ صدای دیگری گوش نخواهی داد…» آری سکوت را مزیتی است از آن دسته عارفانه و هم گاه در هنر شنیدن و سخن گفتن چنانکه سعدی گفت:
دو چیز طیره عقل است. دم فرو بستن به وقت گفتن و گفتن به وقت خاموشی…
و اما بعد:
در عصر ما که می‌توان آن را عصر صدا نامید حتی از زوایای پیچ در پیچ امواج ناپیدا صدا پیداست با تصویر و بی‌تصویر، کوتاه و بلند، در تمامی لحظات تا آنجا که در شعر فروغ هم خواندیم: «تنها صداست که می‌ماند…»
اینک صداهای خاموش نجواگر فریادند از آنچه بر سر انسان آمده در کشاکش زندگی ماشینی و در عصر ارتباطات که جهان به دهکده‌ای ماننده است با صداهای متنافر و متضاد. به گونه‌ای که هر کس فریادی دارد بر آمده از داشتن‌ها و نداشتن‌ها. خواستن‌ها و نخواستن‌هاست.
یکی مطالبه حقوق عقب مانده می‌کند دیگری آوازخوان دوره‌گری است که صدا را وسیله معاش کرده است اما در این میان چند چیز را سکوت روا نیست.
نخست ستم و ستمگری دولتمردان که قدرت زر و زور را به شمشیری برّان بر گردن این و آن بدل کرده‌اند تا موقعیت خود را حفظ و صندلی ریاست را پیوسته مادام‌العمر از آن خویشتن کنند.
فرقی نمی‌کند در کدام نقطه از این زمین ستم دیده باشد که گر چه مدام در حرکت و چرخش است اما قادر نیست از زیر بار سنگینی انسان‌ها خلاصی یابد.
دوم بی‌عدالتی که وقتی تسری پیدا می‌کند که هیچ چیز در جای خودش نباشد. (ادامه…)