سرمقاله
محمد عسلی
ای گل فروش گل چه فروشی برای سیم
برای کودک و یا نوجوانی که در چهارراههای چه کنم دسته گلی را تکان میدهد بدان امید که شیشه اتومبیلی پایین کشیده شود همیشه چراغ قرمز آرزوی کوچکی است و برای رانندگان بیخیال چراغ سبز، فرصت است.
این تعارض نه فقط در خواستن و نخواستن خود را نشان میدهد بلکه در داشتن و نداشتن هم چشم معنیبین میخواهد فاصلهها را. چقدر فاصله است بین دستانی که گلها را تکان میدهد و بین دستانی که فرمان را میچرخاند.
من نمیدانم آیا عطر گلهای شکوفای نرگس مشام جان کودک گلفروش را هم آرام میکند یا بیشتر ترس از ماندن و خشک شدن گلبرگها او را رنج میدهد؟
چه فاصلههایی است بین دو نگاه. نگاهی از سر نیاز به دستهای کرامت و نگاهی از سر بینیازی به دستهای نیازمند. چقدر کشتن احساس بیصداست و ضربههای هولناک روح سرگردان حتی به بیخیالی یک سبقت صدادار. صدایی که هیچگاه شنیده نمیشود.
و اما بعد: (ادامه…)
- سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۷
- سرمقاله
