سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
جایگاه منتقدین کجاست؟
از جمله آسیب‌های ناشی از خودشیفتگی که ارکان یک سیستم حکومتی را تهدید می‌کند نبود یک رویه‌ی نهادینه شده برای بهره‌گیری از دانش، یافته‌ها و زاویه‌ی دید منتقدین در راستای پاسخگویی به آنها و همچنین سمت‌دهی به افکار عمومی است. این که در جریان افشاگری‌ها، تحقیق و تفحص‌ها و پیگیری‌های قضایی آشکار می‌شود رئیس حراست بانک مرکزی، مدیر فلان بانک، مسئول فلان گمرک یا رئیس این اداره و آن سازمان و بستگان این شخصیت سیاسی یا آن شخصیت به بیت‌المال دست درازی کرده‌اند بیانگر این واقعیت غیرقابل انکار است که شاید بتوان به برخی منتقدین سرسخت و شجاع و آگاه که آشکارا با برخی از تصمیمات و مصوبات و شیوه‌های اداره‌ی کشور مخالفت می‌کنند اعتماد کرد و از آنها هراسی به دل راه نداد و آزادشان گذاشت تا دیدگاه‌های خود را بر زبان بیاورند اما بسیاری از متملقان و چاپلوسان و کسانی که با کرنش سر به تأیید می‌جنبانند و بلافاصله هر شعاری را تأیید و با گوینده‌ی آن همراهی می‌کنند، قابل اعتماد نیستند. رویدادها و غارتگری‌های صورت گرفته ظرف سال‌های اخیر نشان داد که رد بسیاری از نفوذی‌ها را باید در میان موافقان و متملقان، گزینش شده‌ها و از فیلتر گذشته‌ها جستجو کرد. از جمله انتقاداتی که به اداره کنندگان کشور وارد است این که برخی از آنها قدر منتقدین صادق را ندانستند و نمی‌دانند و بر عکس برای برخی به ظاهر همراه و موافق که معلوم نیست چه اندیشه‌ای در سر دارند و معلوم نیست فردا سرو کله‌ی آنها از کدام کشور خارجی پیدا شود، فرش قرمز پهن می‌کنند. بی‌گمان اگر صرف ظاهر افراد، معیار ارزیابی و تعیین صلاحیت آنها قرار نمی‌گرفت و اگر به توانایی‌های عملی و نه ادعایی بها داده می‌شد و اگر پاداش کار هر کسی را متناسب با جایگاه علمی و شأن و شخصیت او تعیین می‌کردند و مناصب دولتی و مدیریت‌ها بین برادر این و پدر آن و داماد فلان و عروس بهمان تقسیم نمی‌شد و خدمات فیزیکی و سوابق غیر مرتبط اشخاص را با یک پست حساس نیازمند فکر و اندیشه و دانش پیوند نمی‌زدند و اگر برای وجهه‌ی علمی بخشیدن و جبران بیسوادی برخی از مدیران فرمایشی و سفارشی و رانتی، مدرک تحصیلی قلابی و بدون حضور در کلاس درس و دانشگاه تدارک نمی‌دیدند و خیلی اگرهای دیگر … اکنون شرایط کشور این گونه نبود که دولت حتی قادر به امر و نهی کردن به بانک‌ها نباشد و برخی از ما بهتران به راحتی دولت را دور بزنند و کشتی بودجه به اندازه‌ای سوراخ سنبه داشته باشد که سنگینی و انباشت آب فراوان در آن مانع حرکتش شود! (ادامه…)