سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
راه میان‌بر
برخی بر این باورند که قبض و بسط‌های رخ داده ظرف ۴ دهه‌ی اخیر و قرار گرفتن محافظه‌کاران سنتی در مسیر واقع‌گرایی و تن دادن به تغییر مواضع و تعدیل دیدگاه‌ها تحت تأثیر درک اقتضائات حکمرانی و بازیگری در دایره‌ی قدرت، این گمانه را تقویت می‌کند که اگر مشابه آنچه در ۴ دهه‌ی پیش رخ داد همزمان با ورود ژاپن به عصر جدید مقارن با نهضت مشروطیت در ایران به وقوع می‌پیوست، کشور از لحاظ فرهنگی، اجتماعی و صنعتی جایگاهی به مراتب بهتر از شرایط کنونی داشت. زیرا برخلاف تصور کسانی که دستیابی محافظه‌کاران سنتی به حکومت را به منزله‌ی انسداد راه‌های رشد و توسعه تقبیح می‌کردند، الزامات و اقتضائات حکومت و لزوم پاسخگویی به نیازهای روزآمد مردم به جرح و تعدیل‌هایی منجر می‌شد که سنت‌گرایان را ناگزیر می‌ساخت به واقعیت‌ها تن دهند و بپذیرند که تا ابد نمی‌توانند با ذهنیت‌هایی که بعضاً امکان تحقق آنها کم است خود و مردمی که عنان اکثریت آنها را در دست داشتند دلمشغول نگه دارند.
بازماندگان طیف‌هایی که در اواخر عهد قاجار و پس از آن با برخی از مظاهر مدرنیته نظیر تأسیس مدارس جدید، دانشگاه و میدانداری زنان در عرصه‌های اجتماعی از ترس نفوذ فرهنگ غرب با جدیت مخالفت می‌کردند هم اکنون گسترش مدارس، افتخارآفرینی زنان در عرصه‌های جهانی و ورزشی و دستاوردهای متفکران دانشگاهی و توانایی ایران در رقابت با غول‌های صنعتی در برخی زمینه‌ها را نتیجه‌ی تلاش‌هایی می‌دانند که با همراهی و مدیریت آنها ظرف چند دهه‌ی گذشته صورت گرفته است.
کسانی که می‌گویند چگونه می‌شود در یک بازه‌ی زمانی چند ده ساله شاهد این همه تغییر در زاویه‌ی دید طیف‌های سنتی باشیم از اعجاز اقتضائات میدانداری در عرصه سیاست و رو در رویی با واقعیت‌ها بی‌خبرند. البته هنوز هم در میان محافظه‌کاران سنتی کسانی هستند که وقتی ناگزیر سوار هواپیما می‌شوند و با این کار خود بر یکی از دستاوردهای تمدن غربی مهر تأیید می‌زنند، احساس گناه و استغفار می‌کنند و شاید روزی هزار بار بر مخترع تلویزیون و سینما و ماهواره‌ها و وسایل ارتباطی که طومار مناسبات سنتی را در هم پیچیده‌اند لعنت می‌فرستند اما راهی ندارند جز این که یا عطای حکومت را به لقای آن ببخشند و دوباره به همان سنگرهای قدیمی و مخالفت با دستاوردهای علوم جدید برگردند و یا این که به امید اصلاح تدریجی جامعه با تکیه بر اهرم قانون و بخشنامه و امکانات حکومتی و نفوذ نسبی بر برخی از طیف‌های وفادار به خود، امیدوار به گفتمان‌سازی در راستای اسلامیزه کردن روزافزون جامعه باشند که صد البته اصرار بر تداوم شق ثانی که حلاوت آن را زیر دندان دارند ارجح می‌نماید چرا که ناتمام گذاشتن کار به منزله‌ی واگذاری تمامی امتیازات قبل و حین حکومت است. (ادامه…)