سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
اهرم قانون
اگر بخواهیم دلایل متعدد تغییر سبک زندگی را دستهبندی کنیم بخشی از آنها با ارتقای فرهنگ اجتماعی، بالا رفتن متوسط سن افراد تحصیلکرده و همچنین الزامات زندگی در عصر سرعت و ارتباطات پیوندی معنادار پیدا میکند و این گونه نیست که بتوان تمامی شاخصهای سبک جدید زندگی را زیر سئوال برد. تغییرات رفتاری گاه ریشه در مهاجرت از روستا به شهر دارد و گاه فردی پس از ازدواج یا تحت تأثیر همسر و مسئولیتهای جدیدی که برای خود تعریف کرده نحوهی رفتار خود را تغییر میدهد. روشن شدن ذهن و آوار شدن باورهای غلط پس از کسب آگاهیهای جدید نیز به تغییر سبک زندگی میانجامد ضمن این که امکان برقراری ارتباط روزآمد با جهان بر سرعت تغییر رفتارها افزوده است. این که برخی با حالتی حق به جانب چنین تغییر رفتارهایی را برنمیتابند شاید به این دلیل باشد که چنین تغییراتی میدان را از آنها گرفته و دکانشان را تخته کرده و دیگر قادر به عوامفریبی و سرکیسه کردن مردم سادهلوح نیستند. نگرانیها در این خصوص تنها زمانی قابل اعتناست که تغییرات صورت گرفته در سبک زندگی با تعالی فرهنگی، توسعه و منافع ملی در تضاد باشد.
اصولاً ما در جامعهای زندگی میکنیم که بسیاری از شاخصههای مبتنی بر حاکمیت فرهنگ شفاهی را داراست که یکی از نشانههای آن تقدم عرف بر شرع و قانون است. عرف به چارچوبهای شکل گرفته در مناسبات اجتماعی اطلاق میشود که بعضاً هیچ خاستگاه شرعی و قانونی ندارد. برای نمونه در گذشته به غلط میگفتند که عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمانها بستهاند اما با کمی دقت در فرآیند مناسبات اجتماعی و درهم تنیدگی آن با اقتصاد متوجه میشویم کسانی که دغدغهی حفظ املاک و زمینهای خانواده خود را داشتند روی این باور پافشاری میکردند چرا که وقتی دخترعمو و پسرعمو با یکدیگر ازدواج میکردند زمینی که از پدران خود به ارث میبردند دوباره به همین خاندان باز میگشت و یکپارچه میماند. (ادامه…)
- شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷
- سرمقاله
