سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مشکلات اصلی را حل کنید
معیارگریزی در رفتارهای اجتماعی توهم نیست بلکه عین واقعیت است. برای درک چنین پدیده‌ای تنها به یک مقایسه نیاز داریم. مقایسه‌ی حال با گذشته، آن هم گذشته‌ای نه چندان دور. زمانی که می‌شد رفتار یک شخص را با توجه به جایگاه اجتماعی‌اش حدس زد. زمانی طبقه‌ی متوسط جامعه خاستگاه اغلب فرهنگوران بود. طبقه‌ای پیشرو که همواره نگاهی رو به فردا داشت. طبقه‌ی متوسط به تدریج در حال محو شدن است. زمانی، سن، موقعیت تحصیلی، محل سکونت، برخورداری یا عدم برخورداری از توان مالی و شغل از جمله شاخص‌هایی بود که روی رفتار افراد تأثیر تعیین‌کننده داشت. اما هم اکنون رفتاری را از یک بازاری مشاهده می‌کنیم که ۳۰ سال پیش مرتکب نمی‌شد. حتی مکان‌ها از مدرسه گرفته تا اداره و فضاهای کارگری رفتارهایی را اقتضاء می‌کرد که خلاف آن را کمتر به چشم می‌دیدیم! گاهی در یک نهاد مشورتی که قاعدتاً باید مظهر برآیند نخبگان جامعه باشد سخنانی رد و بدل می‌شود که نظایر آن را تنها در کوچه بازارها شاهد بودیم. آسیب‌های اجتماعی نظیر اعتیاد، فحشاء و سرکشی مدنی به طبقات و سنین خاصی محدود می‌شد. شاید یک مددکار اجتماعی که به اقتضای شغلش معمولاً با بزهکاران سر و کار دارد به چنین درکی رسیده باشد که جامعه‌ی ما دچار تلاشی و از هم گسیختگی و انحراف از معیارها شده است.
در گذشته معمولاً زندگی در نقطه‌ای از شهر انتظاراتی در خصوص رفتار ساکنان آن ایجاد می‌کرد اما هم اکنون سرعت گرفتن جابجایی طبقاتی تحت تأثیر برخورداری‌های ناگهانی ناشی از دستیابی به مقام و ثروت‌های بادآورده، معیارهایی از این دست برای داوری پیرامون شخصیت افراد را دچار دگرگونی کرده است. (ادامه…)