سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
پاسخی مشترک به یک پرسش
بسیاری از مردم تجربه همه جانبه‌ای از تأثیر دین‌باوری و گرایش به معنویت بر مناسبات اجتماعی آشنایی ندارند، در حالی که دستاوردهای سازنده و عینی و این جهانی باورمندی به ارزش‌های الهی به اندازه‌ای چشمگیر و غیر قابل انکار است که حتی برخی از جامعه‌شناسان سکولار نیز به قدرت نظام‌بخشی و هماهنگ‌کنندگی رویکرد عمومی به دین اذعان دارند و تأکید می‌کنند که بهره‌گیری از باور دینی عامه‌ی مردم برای القای احساس هم‌سرنوشتی و تشویق آنها به نوعدوستی، هزینه‌ی اداره‌ی جامعه را به نحو معجزه‌آسایی کاهش می‌دهد.
اگر چنین است که هست می‌توان این پرسش را مطرح کرد که مگر دین با روح انسان چه می‌کند؟ پاسخ ساده و سهل‌الوصول آن این است که دین با معرفی خدا به عنوان ناظر بر گفتار و رفتار و حتی پندار انسان، در وجود هر شخص باورمند به این حقیقت، یک نگهبان و ناظر می‌گمارد تا در نهان و آشکار خود را در محضر خدا ببیند.
هر چند هدف متعالی باورمندان به دستورات الهی درک بهشت و ثواب اخروی است اما با نهادینه شدن رفتارهای درست و امکان مشاهده‌ی نتایج عینی آن در همین جهان، هر انسان باورمندی احساس خواهد کرد همان بهشتی که در جهان آخرت به او وعده داده شده را می‌تواند در دنیا ایجاد کند. اینجاست که باید اعتراف کنیم این همه پولی که صرف خرید و نصب دوربین‌های مداربسته، گماشتن نگهبانان مسلح حقوق‌بگیر، حصارهای فلزی، دزدگیرهای خودکار الکترونیک، قفل و بندها و انواع گشت‌ها و مراقبت‌های انتظامی و بازرسی‌ها و… می‌شود در واقع هزینه‌ای است که جامعه بابت بی‌دینی می‌پردازد. اصولاً برای جامعه‌ای که ساز و کارهای دینی بودن آن در ابعاد قانونی، اجرایی و قضایی بخش قابل توجهی از بودجه کشور را می‌بلعد قابل قبول نیست که با وجود اینکه عنوان جامعه‌ی دینی را یدک می‌کشد بهره‌ی چندانی از نتایج عینی دین‌باوری نداشته باشد. (ادامه…)