سرمقاله
محمد عسلی
یادکردی به رسم قدردانی از زندهیاد ناصر امامی
اهل فرهنگ، ادب، شعر و سخن باشی و در مجالس و محافل تو را بشناسند و به تعریف و تمجیدت بپردازند میشوی مثل خیلی از کسانی که تاکنون از دری آمدهاند و از در دیگری رفتهاند بیآنکه تأثیری بر ادبیات مردم و ذهن و زبانشان گذاشته باشند اما اگر سالیانی رفتار فرهنگی و عشق به زندگی دیگران در تو نهادینه شده باشد و جدای از تفاخر به شعر و شاعری و ادب و سخنهای صواب و ناصواب به خدمت خلق در آیی و از تو خیری به دیگران رسد بیآنکه انتظار جبرانی، گوشه چشمی، عنایتی از این و آن داشته باشی آن وقت میشوی استاد ناصر امامی که قبل از آنکه شنیدن نامش تداعیکنندهی حرف و سخن و شعر و آثارش باشد، اخلاق حمیده، تواضع و قصد کمکرسانی و خدمتش تداعی میشود.
و اما بعد:
ناصر امامی را اینگونه شناختم که واقعاً ناصر بود. برای همه، خوب و بد نمیکرد. غریبه و خویش برایش فرقی نداشت. در سمت معاونت فرهنگی بیمارستان کوثر در جامه خدمت بود و به قول خودش فرهنگدرمانی میکرد. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله
