سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
زخم کهنهی تاریخی
مرور ماجرای فلسطین خواه ناخواه ما را به سمت مقایسهی عملکرد غرب با مسلمانان در این باره میکشاند که در عمل تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد. همه چیز از بیماری امپراتوری عثمانی آغاز میشود که قافیه را در جنگ اول جهانی باخت چرا که در توهم برخورداری از اقتدار و گستردگی حوزهی نفوذ به سر میبرد. با واگذاری قیمومت فلسطین به بریتانیا و متعاقب آن آغاز اجرای طرح تقسیم فلسطین به دو کشور اسرائیل و فلسطین سرنوشت ساکنان خاورمیانه به چگونگی موجودیت اسرائیل گره خورد و با تجزیه حوزهی نفوذ امپراتوری عثمانی به کشورهای مختلف، تلاش این کشورها برای حفظ موجودیت خود با اتکاء به اقتصاد تکمحصولی و مناسبات سنتی و قبیلهای مانع از توفیق آنها برای دفاع از موجودیت فلسطین گردید.
عملکرد مسلمانان در دو جنگ جهانی اول و دوم نشان داد که از این گلههای رمیده بیش از اینها میتوان سواری گرفت و از گوشت و پوست و استخوان آنها نیز بهره برد. از این رو غربیها با یک تیر دو نشان زدند. یکی اینکه قومی تقریباً سرگردان، باهوش، پرتلاش و مقتصد که به اقتضای بیوطنی در عین محافظهکاری و ریسکپذیری پایین، مانند خوره به جان اقتصاد اروپا افتاده بودند را به خاورمیانه کوچانیدند و در کنار یهودیان بومی ساکن در اورشلیم و مناطق پیرامونیاش جای دادند و دوم اینکه موفق شدند بر زخم کهنه قهر میان مسیحیت و یهود که پس از به صلیب کشیده شدن موسی با سعایت رهبانان یهودی دهان باز کرده بود مرهم بگذارند و واتیکان را به اورشلیم نزدیک کنند. (ادامه…)
- چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۸
- سرمقاله
