سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
می‌رویم و نمی‌رسیم
گاهی می‌شنویم که جهانگردی خارجی به دلیل اخبار نادرستی که درباره‌ی ایران شنیده با ترس و لرز از اروپا عازم ایران می‌شود تا برخلاف آنچه شنیده و به او قبولانده‌اند گام در سرزمینی بگذارد که روزی، روزگاری، قبله‌ی حاجات جهانیان بود. پیش از آنکه چرخ‌های هواپیما باند فرودگاه مهرآباد را لمس کند احساس آلیس را دارد که می‌خواهد وارد سرزمین عجایب شود. غروری اغوا کننده تمامی وجودش را در بر گرفته و احساس کسی را دارد که می خواهد روی میدان مین قدم بگذارد. در هر لحظه سناریویی برای خودش می‌نویسد و با تبختر لحظه‌ای را در ذهن خود می‌آفریند که با چهره‌ای خون‌آلود و غبارگرفته ایران را ترک می‌کند. دو روز پس از حضور در ایران دلش می‌خواهد خرخره‌ی کسانی که درباره‌ی ایران به او اطلاعات غلط داده‌اند را بجود. بالاخره پس از چند روز گشت و گذار در ایران و دیدن شهرها و روستاها و بیابان‌های آن و بازدید از مراکز تاریخی و باستانی و نشست و برخاست با مردم خونگرم سرزمین خاطره‌ها به این نتیجه می‌رسد که ایران را باژگونه به او معرفی کرده‌اند. خیلی جالب است که گاهی همین اطلاعات غلط را درباره‌ی کشورهای اروپایی و آمریکا و استرالیا هم از کسانی می‌شنویم که تصور می‌کنیم راست می‌گویند. در حالی که نه اینجا جهنم است و نه آنجا بهشت. ایران خودمان خیلی خوب است اما بدون ایراد هم نیست، کما اینکه در خارج از ایران و خصوصاً اروپا و آمریکا هم همه چیز ایده‌آل نیست و مفهوم آزادی این نیست که هر غلطی می‌خواهیم انجام دهیم. (ادامه…)