سرمقاله
محمد عسلی
مردم، امنیت و پلیس
کنار خط ناپیدای عابر پیاده در چهارراه چه کنم ایستادهایم تا چراغ راهنما سبز شود. یکی ایستاده، دیگری بیتفاوت از لابهلای اتومبیلها عبور میکند. یکی تا نیمه رفته و معطل مانده، اتومبیلها راه نمیدهند عابر خط را تمام کند. بوق چند اتومبیل به علامت اعتراض گوشخراش است. مردی از آن دورترها عصا به دست چشم به چراغ دارد و راننده موتور کمحوصلهای از بین عابران از پیادهرو به چهارراه نزدیک میشود. هنوز چراغ عابر پیاده قرمز است و اتومبیلها از دور به سرعت خود میافزایند تا قبل از خاموش شدن چراغ سبز از چهارراه بگذرند.
چراغ عابر سبز شده اما یکی دو اتومبیل حوصله ایستادن ندارند و تلاش میکنند دور از چشم پلیس از چهارراه بگذرند. تاکسیهای زرد رنگ هم همیشه دست راست را با چراغ سبز یا قرمز فرق نمیگذارند و گویی مالکالرقاب خیابان هستند و جای اعتراض هم نیست. پشت چراغ قرمز اتوبوس خط واحد در باز و بسته میکند تا مسافران سوار شوند تابلوی ایستگاه خط اتوبوس با پارک اتومبیلها جای خالی ندارد و همه پذیرفتهاند که زوربرسی است هر کس راه پیدا کرد حرکت کند. (ادامه…)
- جمعه ۱۲ مهر ۱۳۹۸
- روزنامه
