سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
تا بعدها
تأثیر رویدادهای بین‌المللی بر اقتصاد قابل انکار نیست اما چشم داشتن به دگرگونی در جهان و منطقه به امید ایجاد گشایش در امور قفل شده‌ی کشور با هیچ منطقی سازگاری ندارد. رسیدن به چنین نتیجه‌ای با تحلیل عملکرد رسانه‌های پرمخاطب و بین‌المللی چندان دشوار نیست. ما به عنوان کشوری نفت‌خیز و تقریباً تک‌محصولی از یک جهت نسبت به بسیاری از کشورها، تأثیرپذیری بیشتری از رویدادهای بین‌المللی و منطقه‌ای داریم و از جهتی دیگر به دلیل سیاست‌هایی که از پیوند ما با دنیای اقتصاد آزاد کاسته، مانند سرزمینی که از دریا فاصله دارد، کمتر تحت تأثیر امواج آن قرار می‌گیریم و به همین نسبت هم علی‌رغم آنچه تصور می‌کنیم، تأثیرگذاری ما بر جهان اندک است به طوری که به راحتی منها می‌شویم مگر اینکه با قانع شدن به حداقل‌ها بتوانیم بین خود و رقبای منطقه‌ای توازن ایجاد کنیم، زیرا زد و بندهای سیاسی- اقتصادی که در چارچوب مناسباتی خاص عملیاتی می‌شود به راحتی می‌تواند به حذف یک کشور نفت‌خیز از بازار منجر شود. در حال حاضر ونزوئلا، لیبی و ایران از لحاظ تولید و صدور نفت شرایط خوبی ندارند اما مدیریت بازار نفت به گونه‌ای است که فشار قابل توجهی به اروپا، چین و ژاپن وارد نمی‌شود و افت و خیز قیمت‌ها قابل تحمل است. ضمن اینکه هیچ تضمینی وجود ندارد که اعضای اوپک به سهمیه‌ی تعیین شده برای خود قانع و به آن پایبند باشند. نمونه‌ی بارزش روسیه و عربستان. شاید یکی از دلایل آرامش حاکم بر بازار نفت، همکاری و هماهنگی غول‌های رسانه‌ای برای عادی جلوه دادن شرایط باشد تا جایی که حتی حمله به بزرگترین میدان نفتی و پالایشگاه‌های منطقه‌ای در خاورمیانه نیز بحران قلمداد نمی‌شود. (ادامه…)