سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
افتاد
آنطور که بوی آن در فضا پیچیده، جریان مبارزه با فساد کلید خورده و امیدواریم این کلید بدون هیچ گیر و پیچی در قفل بچرخد و زور کسی بر کلید نچربد؛ چون ما از قفل و کلید و در و دروازه و فرش قرمز پهن کردن برای مردم و این جور چیزها خاطره‌ی خوشی نداریم. ای کاش قبل از اینکه فساد همه‌گیر شود کلیدش را در دهانه‌ی قفل چرخانده بودند تا انگشت اتهام به سوی هر کسی دراز می‌کنی، دزد از آب درنیاید! بعضی آدم‌های بدبین فکر می‌کنند که برای مبارزه با فساد خیلی دیر شده است. می‌دانید چرا؟ چون برخی ملاحظات و سدها و موانع و دست‌اندازها از سرعت آن می‌کاهد. زمانی فکر می‌کردیم برای شمارش دزدها می‌توان از انگشتان دست استفاده کرد اما حالا بعضی آدم‌ها که سال‌هاست به جرم دزدی مسلحانه سرد و گرم آب خنک می‌خورند به زمین و زمان فخر می‌فروشند و احساس بی‌گناهی می‌کنند چرا که کسانی با استفاده از سلاح اعتماد عمومی و قیافه‌ای ظاهرالصلاح اموال مردم را به تاراج برده‌اند. آب خنک خورده‌ها می‌گویند امثال ماها در برابر شاه‌دزدهایی که به تازگی در قلاب قانون افتاده‌اند و دست و پا می‌زنند عددی نبوده‌ایم. به نظر می‌رسد اگر تمامی بدهکاران خرده پا، ورشکسته‌ها و قربانیان مهریه و کسانی که در شرایطی غیر قابل کنترل در مشاجرات خانوادگی دست به چاقو شده‌اند و کارشان به جاهای باریک کشیده و زندانی شده‌اند را به مرخصی بفرستیم، برای دزدهای واقعی در زندان‌ها جا باز می‌شود تا به بهانه‌ی ارائه سند و رهگیری و بازگرداندن پول‌های سرقت شده، خود را با وثیقه‌های چند میلیاردی آزاد نکنند و سر فرصت فرار را بر قرار ترجیح ندهند. (ادامه…)