سرمقاله
محمد عسلی
چرا شیراز از جاذبه‌های گردشگری نوین دور افتاده است؟
شیراز را به جاذبه‌های گردشگری و میراث‌های سازه کهن می‌شناسند و آرامگاه دو شاعر جهانی سعدی و حافظ. تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم را یادآور مهندسی محیرالعقول گذشته‌های دور می‌دانند و مساجد و بازار و حمام و بعضاً نقاط مشابه را آثاری از دوره‌های تاریخی بعد از اسلام به شمار می‌‌آورند.
در یکصد سال گذشته هم باغ‌ها و مناظر زیبای طبیعی که مرغان خوشخوان را به خود می‌خواندند و هوای لطیف و فرح‌بخش داشتند شیراز را نسبت به شهرهای دیگر ممتاز می‌کرد.
اینک خرابه‌های تخت جمشید و دیگر آثار سازه‌ای هر چند نه همانند گذشته به جای مانده‌اند لیکن هنوز از جاذبه‌های خوبی برای گردشگران داخلی و به ویژه خارجی برخوردارند. اما با توجه به عدم مراقبت‌های ویژه از آرامگاه‌ها به ویژه آرامگاه حافظ و سعدی که در اطراف و زوایای درونی و بیرونی آنها دستفروشان و متکدیان الی ماشاءا… به کسب و کار دل مشغولند زشتی‌ها و نابسامانی‌هایی را شاهدیم که مناظر گل و گیاه و زیبایی‌های سازه‌ای و طبیعی را به سایه برده‌اند و از همان ابتدای ورود به خیابان‌های مشرف هر گردشگری از خود سؤال می‌کند واقعاً اینگونه باید باشد؟
رستوران‌های درون آرامگاه حافظ حتی از رستوران‌های جاده‌های مسافرتی نامرتب‌تر، کثیف‌تر و دل به همزن‌ترند و معلوم نیست اداره میراث فرهنگی و شهرداری چرا روی این رستوران‌ها سرمایه‌گذاری‌های معقول برای زیباسازی و بالا بردن کیفیت خدمات ندارد؟ (ادامه…)