یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
دروغی بی‌فروغ
حکایت اعلام موجودیت‌ها، نامزدی‌ها، لیست‌بندی‌ها و کری‌خوانی طیف‌های نخ‌نمای سیاسی در ماجرای انتخابات پیش رو حتی مرغ پخته را به خنده وامی‌دارد و ظن و گمان را بدین شائبه میل می‌دهد که نکند این رجلک‌های سیاسی خودخوانده نمی‌دانند که فشنگ هر قدر هم که کوچک و نخودی باشد برای شلیک شدن و خروج از دهانه‌ی تفنگ نیازمند چاشنی و خرج است چرا که از قدیم‌الایام گفته‌اند بی‌مایه فطیر است. خودشیفتگانی که هر چهار سال یکبار احساس ناجی بودن به آنها دست می‌دهد و خواب دانایی و سیاست‌ورزی می‌بینند اکنون به جان هم افتاده‌اند! یکی نیست به آنها تفهیم کند که مشارکت عمومی در انتخابات جدای از انگیزه‌های کم رنگ شده سیاسی و محرک‌های از رونق افتاده‌ی جناحی و حزبی و دعواهای لو رفته‌ی زرگری، نیازمند چاشنی اقتصادی است آن هم نه از جنس چلوکباب و شرکت در مجالس ختم و جشنواره‌های هنری و عکس گرفتن‌های آنچنانی در کنار چهره‌های سینمایی و ورزشی و موسیقایی! مگر نمی‌دانید که نحوه‌ی چرخش روزگار غدار، مردم را حسابگر و مته به خشخاش‌گذار بار آورده و این روزها هر کس نیم وجب قدم برمی‌دارد حساب می‌کند که بابت هر قدم چند کالری انرژی مصرف کرده و بابت هر کالری انرژی چند ریال هزینه فرموده و برای جبران پول از دست رفته باید به دنبال تنظیم سمت و سوی قدم‌های بعدی باشد؟! این روزها دیگر بیانیه‌های سیاسی و لولوی سر خرمن علم کردن و از دیو رقیب تراشیدن، کارآیی گذشته‌ی خود را از دست داده و خبرهایی از این دست که فلانی آمده و فلانی قهر کرده و فلانی را از لیست حذف کرده‌اند و فلانی قرار است بیاید و عده‌ای مشغول آب جارو کردن و پهن کردن فرش قرمز برای فلانی هستند و یک نفر تکذیب کرده و دیگری سری به نشانه‌ی موافقت جنبانیده و شخصی معلوم‌الحال گفته باید استخاره کنم و دیگری فرمایش پرتاب فرموده‌اند که هنوز به من تکلیف نکرده‌اند و شخصی در حالت بین خواب و بیداری اظهارنظر فرموده‌اند که اگر به این نتیجه برسم فریادرسی نیست خودم به میدان می‌آیم تا کفگیر به ته دیگ خورده را به نمایش بگذارم و … اینگونه لاطائلات و خزعبلات، دیگر کسی را سر ذوق نمی‌آورد و مردم دیگر آن کاه کلش خشکی نیستند که به صاعقه‌ای گر بگیرند و برای این و آن گریبان چاک دهند و یقه بدرانند و چشم بسته پشتک وارو بزنند و با بند حرف‌های وسوسه‌انگیز به چاه ویل وعده‌های توخالی بروند. (ادامه…)