سرمقاله
محمد عسلی
چراغی است مر تیره شب را بسیج ….
تاریخ را حافظه‌ای است که مرور زمان بر آن غبار فراموشی می‌افکند و حاشیه‌های روزآمد بر متن آن چتر فراموشی پهن می‌کند مانند فطرت آدمی که در مواقع سختی و عسرت بیدار می‌شود تا از نیازها و خستگی‌ها پلکانی به سمت آسمان برافرازد و چون از همه کس و همه چیز مأیوس می‌شود به خدا پناه می‌برد اما با تمامی فراموشی‌هایی که یکی پس از دیگری مسیر رفته را از خاطر می‌زدایند عشق بر بال نشسته به چراغی می‌ماند که اگر کمسو شود خاموش نمی‌گردد.
انقلاب اسلامی مردم ایران روی دوش همگان به یک میزان سنگین نبوده است. افرادی بوده و هستند که تماشاگر وقایع تاریخی‌اند به هر دلیل و به علت ناتوانی یا ناباوری و یا مصلحت‌طلبی مطرح‌اند. این گروه به علف‌های هرز بی‌خاصیتی می‌مانند که از شرایط پیش آمده بهره‌مند و به دنبال منافع خویش‌اند و گاه به دور درختان سروقامت هم می‌پیچند و سایه بر ساقه و برگ آنها می‌افکنند. گروه بعدی دشمنان و مخالفان انقلاب‌اند که اگر دستشان برسد و چیره شوند همانند سرطان عمل می‌کنند به قصد نابودی انقلاب و کشور. (ادامه…)