سرمقاله
محمد عسلی
جهان پرآشوب و تشویش و تنگی

امروز را روز جهان عاری از خشونت و افراطیگری نام نهادهاند. عنوانی که جزو آرزوهای محال است زیرا از بدو خلقت آدم تا به اینک که به هر روایتی میلیونها سال به درازا کشیده است آدمی در خسران، گناه و خشونت بوده و تمامی ادوار تاریخ حکایت از این خشونتها داشتهاند حتی به روزگار آدم¬صفی هم برادر، برادر را کشت تا نقطه آغازین این حیات شرافتمندانه به خون آلوده شود.
به قول سعدی:
«وجود تو شهری است پر نیک و بد
تو سلطان و دستور دانا خرد…»
این وجود پرشر و شور که آدمی نام گرفته اگر به قدرتی برسد که خود را مالکالرقاب دیگران بداند از هیچ اعمال قدرتی ابا نمیکند تا آنجا که مصلحان را در برابر خود به صف میکند تا با او بجنگند کما اینکه پیامبران هم با مخالفان و کفار و منافقان جنگیدهاند و جنگ بدون خشونت بیمعنی است زیرا خشمی که تیغ تیز را بر گلوی دشمن میگذارد از هیچ لطف و مهری در آن لحظات برخوردار نیست.
و اما اگر خشونتی مورد نظر است که ناشی از افراطیگرایی است و افرادی چون داعش را تربیت میکند که به راحتی یک آب خوردن سر میبرد، دار میزند، میکشد و منفجر میکند. میباید ریشههای خشونت را که مولود شرایط سیاسی و نظامی کشورهای امپریالیستی است مورد بحث قرار داد هر چند حضور و وجود چنین کشورهایی حاصل قدرت اقتصادی، نظامی و سیاسی و تبلیغاتی است که بدون اعمال خشونت و جنگ نمیتوان آن را حفظ کرد. (ادامه…)