سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سنگ محک
رویکردهای خودستیزانه اگر چه میراثی برجای مانده از دوران بیداری ایرانیان در اواخر عهد قاجار پس از درک فاصله ایجاد شده طی چند قرن نسبت به جهان غرب است اما رسوبات مخرب آن کماکان پابرجاست. زمانی که گروهی از جوانان مستعد این سرزمین به قصد کسب مدارج علمی راهی اروپا شدند در مواجهه با دستاوردهای انقلاب صنعتی و نظم، قانون، بهداشت و درصد سهم فرنگیها در ادارهی امور احساس عقبافتادگی عجیبی به آنها دست داد. این جوانان سرخورده پس از بازگشت به ایران دیدهها و شنیدهها و درک و برداشت خود از شرایط زندگی در غرب را با بستگان و دوستان خود و همچنین در مجامع و محافل در میان گذاشتند و بعضاً ترجیح دادند که جلای وطن کنند. عدهای نیز که دغدغهی میهن داشتند تلاش کردند از طریق نوشتن، سخنرانی، روشنگری در روزنامهها به دنبال راه چاره باشند اما چون استبداد مبتنی بر استحمار تا اعماق زندگی مردم و حکام آن زمان ریشه دوانیده بود حتی ناصرالدینشاه نیز که خود حال و روز فرنگ را دیده بود ترجیح میداد همچنان بر مردمی ناآگاه حکومت کند و تغییر شرایط را به نفع خود نمیدید و افراد ذینفوذی هم که تا حدود زیادی عنان افکار عمومی را در دست داشتند تغییر شرایط را به نفع خود نمیدیدند همچنان که بعدها دگرگونیهای سیاسی و اجتماعی را برنتافتند و کردند آنچه ذکرش رفت و تلاش کسانی نظیر قائم مقام فراهانی، امیرکبیر و عباس میرزا نیز با توطئهی حرمنشینان تحریک شده توسط جاسوسان بیگانه در نطفه خفه شد و زمینهی مناسبی برای تغییرات اساسی فراهم نگردید. از همان زمان شاهد دو قطبی شدن جامعه بودیم به این معنا که عدهای به عنوان روشنفکر خود را در برابر تودهی مردم که آنها را بیخبر توصیف میکردند دیدند. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۸
- سرمقاله
