سرمقاله
محمد عسلی
به بهانه تولد امام علی (ع)
«شب هنگام کسی به دیدار ما آمد و ظرفی سرپوشیده پر از حلوا داشت. معجونی در آن ظرف بود، چنان از آن متنفر شدم که گویا آن را با آب دهان مار سمی یا قی کرده آن مخلوط کردند. به او گفتم هدیه است؟ یا زکات؟ یا صدقه؟ که این دو بر ما اهل بیت پیامبر(ص) حرام است. گفت: نه، نه زکات و نه صدقه بلکه هدیه است. گفتم زنان بچه مرده بر تو بگریند. آیا از راه دین وارد شدی که مرا بفریبی؟ یا عقلت آشفته شده؟ یا جن زده شدهای؟ یا هذیان میگویی؟
به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه در زیر آسمانهاست به من بدهند تا خدا را نافرمانی کنم که پوست جوی را از مورچهای ناروا بگیرم، چنین نخواهم کرد و همانا این دنیای آلوده شما نزد من از برگ جویده شده دهان ملخ پستتر است. علی را با نعمتهای فناپذیر و لذتهای ناپایدار چه کار؟ به خدا پناه میبریم از خفتن عقل و زشتی لغزشها و از او یاری میجوییم» نهجالبلاغه «محمد دشتی» ص ۴۶۱
و اما بعد: (ادامه…)
- جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۹۸
- سرمقاله
