سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۳ شهریور ۱۳۹۹
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
تنوع و چند گونگی برگزاری مراسم عاشورایی به برپایی موزه ای شهری منجر می شود که تماشا ، بخشی از اجرا به حساب می آید یعنی مجری و تماشاگر نقشی درهم تنیده دارند . در آیین های عاشورایی حتی کسی که از شکاف پنجره نظاره گر عبور هیأت هاست نیز برای خود در این کنگره ی روان و جاری نقشی قائل است. نقش همنوایی ، چرا که حتی اگر با قطره ای اشک در این سوگ ژرف ضمیر به این رود خروشان بپیوندد احساس ادای دین می کند و با قطره ای درک و معرفت خود را به دریایی از شور و حماسه پیوند می زند . لهجه ها و لحن ها و بحرها و نواها و شکل و شمایل ها و رقص شعله ی نگاه های برافروخته درهم می آمیزد و پرچم های رنگارنگ سفیر احساسی ملکوتی هستند . بی هیچ دعوت نامه ای ! در گذشته این گونه بود که مردم از هر طبقه و صنفی به نحوی در تعزیه های میدانی و سوگواری ها ایفای نقش می کردند . حتی کسی که شربت و شیرینی و حلوای نذری توزیع می کرد در تابلویی که در قاب عاشورا شکل می گرفت جایگایی در خور اعتنا داشت . صاحب صدای خوب دم می گرفت ، پهلوان محله طبق را بر سر می گذاشت و علم های بلند را جابجا می کرد . آن که متمول بود از عزادارن پذیرایی می کرد . (ادامه…)
- یکشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۹
- سرمقاله
