یادداشت سردبیر اسماعیل عسلی ۱۸ اسفند ۱۳۹۹
آبشخور ناپایداری ها

از زمانی که داستان واردات و تولید واکسن کرونا رسانه ای شد بحث اولویت دریافت این واکسن در محافل پزشکی و اجتماعی قوت گرفت . طبیعتا قرار گرفتن قشر فعال در حوزه ی درمانی خصوصا کسانی که در ارتباط مستقیم با بیماران کرونایی انجام وظیفه می کنند و همچنین در نوبت بعدی قرار گرفتن بیماران خاص و ساکنان خانه های سالمندان به لحاظ منطقی بودن به چالش کشیده نشد اما زمانی که عده ای از هنرمندان ، اصحاب رسانه و همچنین رانندگان تاکسی و اتوبوس و سایر اقشار توقع خود مبنی بر قرار گرفتن در فهرست اولویت ها را مطرح کردند ، عده ای برآشفتند و ایجاد خط کشی بین مردم را ناعادلانه توصیف کردند . هر چند در جامعه ی ما که قانون جایگاه تثبیت شده ای ندارد استثناء پذیری و رانت چیز عجیبی نیست و همه انتظار دارند که به نوعی از این فرهنگ و فضای نابجا بهره ببرند اما نباید از نظر دور داشت که وقتی پای جان انسان ها در میان است هر گونه تصمیم گیری در این خصوص باید سر در آبشخور نگاه های تخصصی و کارشناسانه و مبتنی بر هنجارهای بین المللی داشته باشد لذا به نظر می رسد همه باید تابع دیدگاه های مطرح شده از سوی ستاد کشوری مبارزه با کرونا باشند . جای تردید نیست که ایران در ردیف کشورهایی است که بخشی از پروسه ی تولید واکسن را با اتکا به دانش بومی ضمن هماهنگی با سازمان جهانی بهداشت پشت سر گذاشته و عده ای نیز در طرح های آزمایشی شرکت کرده اند و امید می رود که تا پیش از پایان سال ۱۴۰۰ واکسن تولید ایران با نشان دادن کارایی خود مورد استفاده قرار گیرد . مطمئنا عبور ایران از این پیچ تاریخی با کمترین هزینه ی جانی و مالی در کارنامه اداره کنندگان کشور ثبت خواهد شد کما این که موارد مشابه آن در گذشته از یادها نرفته است . به هر حال کشورها در گرماگرم جنگ بقا که به دنبال همه گیری کرونا به راه افتاده در متن یک مسابقه فرهنگی و تمدنی قرار می گیرند و کشورهایی که بتوانند به موازات مصونیت بخشیدن به مردم خود مردم سایر کشورها خصوصا همسایگانشان را ازاین جهت مصونیت ببخشند هم در بحث هژمونی علمی و هم اقدامات نوعدوستانه جایگاه ویژه ای خواهند داشت . (ادامه…)