سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۸ شهریور ۱۴۰۰
پیرامون یک جمله

تاکنون بسیار اتفاق افتاده است که مردم و یا مسئولین از لزوم کار فرهنگی برای نهادینه کردن ارزش ها و سمت دهی به اندیشه و رفتار مردم و هنجارمند ساختن جامعه سخن گفته اند . برداشت غالب مسئولین از کار فرهنگی این است که دولت و گردانندگان کشور با بهره گیری از ذوق و ذائقه نویسندگان و هنرمندان و اصحاب فرهنگ که اثر بخشی بالایی دارد آثاری پدید آورند که تبیین کننده ، برانگیزانده ، هشدار دهنده و توجیه کننده وضع موجود باشد یا این که مردم را برای همگامی با برنامه هایی خاص مهیا سازد. چنین برداشتی از کار فرهنگی ضمن این که بسیار هزینه بر است ، در دراز مدت هم به ضد خودش تبدیل می شود زیرا بر بخشنامه و دستور از بالا متکی است و بدان می ماند که ما برای مکان یا سرزمینی صفتی در نظر بگیریم و سپس به همگان بگوییم برای رسانیدن این مکان به جایگاهی که چنین صفتی زیبنده اش باشد تلاش کنید !معمول و متعارف این است که صفت شخصیت ها و افراد پس از بررسی دانش و خدماتشان به آنها داده می شود ولی متاسفانه در جامعه ما صفاتی که در بر گیرنده فضایل معنوی فراوان است به افرادی داده می شود که هنوز جوهر خود را در پیچ و خم های زندگی نشان نداده اند. (ادامه…)