یادداشت طنز سردبیر اسماعیل عسلی ۵ مهر ۱۳۹۹
هنوزم داره میره

ننه ی اردوان چین انداخته بود تو پیشونی و از بن دندون می گفت: مرغ یی پا داره و چیش دوخته بود تو چیش مش کرامت بقال و تهدید می کرد که اگه بساط کفتر بازی فتح الله طوقی جابجا نشه ، سر و کارش با کلانتریه و صداش پیچیده بود تو محل که معنی نمیده پسره ی بی چشم و رو با اون قد قناسش از صبح تا شب زاغ سیاه زن و بچه ی مردم رو از رو پشت بون چوب بزنه و پارچه بکنه سر کفگیر مسی و تو هوا تکون بده و کفتر بچرونه که حالو مثلا میخواد چطور بشه ؟ این همه سال که کفتر تو هوا چرخوند دلار اومد پایین یا طلا ، پیاز اومد پایین یا سیب زمینی . میدونی مش کرامت خدا این کفترای بی زبون رو خلق نکرده که بچه ی شما باهاشون بازی کنه ، اصلا کفتر بازی سرش رو بخوره میخواد کفتر بازی کنه بره تو بیابون که هیچ کس نیست ! (ادامه…)

سرمقاله محمد عسلی ۳ مهر ۱۳۹۹
آنان که رفتند…

هواپیماهای عراقی برای آنکه بتوانند راه های طولانی تا عمق خاک ایران را برای بمباران های کور طی کنند یک باک اضافی به زیر شکم هواپیما می بستند تا ذخیره سوخت بیشتری داشته باشند. بعد از بمباران و در زمان عزیمت، باک خالی را رها می کردند، یکی از این باک ها در منطقه غرب اقلید در نزدیکی آسپاس افتاد که اهالی بر سر تصاحب آن برای چگونگی تحویل به مقامات دولتی بحث داشتند.
از اینگونه عملیات برای بمباران شهرهای ایران در طول جنگ تحمیلی مدام استفاده می شد. هدف صدام ناراضی کردن مردم از نظام و خسارات مالی و جانی بسیار بود تا فرزندان آنها به جبهه ها اعزام نشوند و ایران مجبور به مصالحه شود آن هم در زمانی که بخش هایی از نوار مرزی جنوب و غرب کشور در اشغال نظامیان عراقی بود. (ادامه…)

سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی ۲ مهر ۱۳۹۹
پوست اندازی در روایت

در آخرین روزهای شهریور ۵۹ جرقه جنگی زده می شود که آتش ناشی از آن به تدریج خرمنی به وسعت چند صد هزار کیلومتر مربع را در بر می گیرد . کشتار ، اسارت ، ویرانی ، آوارگی ، جدایی ، مهاجرت ، فرار ، رشادت ، ایستادگی ، رودررویی های گروهی و انفرادی ، نقشه ها و برنامه های متعدد برای مقاومت ، همآوردی جنگ افزارها ، کنکاش برای خرید سلاح ، دغدغه ی تامین معیشت ، امنیت ، عشق ، عاطفه و حماسه و رویش های خیره کننده و تولد چهره های شاخص جهانی و نابغه های نظامی و قهرمانانی از جنس این آب و خاک و هر چیزی که بوی زندگی می دهد به معیاری برای اندازه گیری درجه دلبستگی آحاد مردم به این آب و خاک و مرزهای ایمانی تبدیل می شود و سرنوشت بسیاری از خانواده ها را تحت تاثیر قرار می دهد و در نهایت شعله های سرکش جنگی که صدام ماجراجو و متوهم آغاز کرده بود با پذیرش قطعنامه از سوی ایران به خاموشی می گراید . این که ما با جنگ چه کردیم و جنگ با ما چه کرد را نمی توان تنها در روایت های نظامی از جنگ خلاصه کرد . هر چند چنین روایت هایی صرف نظر از ژرفایی و گستره ی آن  ، نوعی سند تلقی می شوند و باید در حافظه ی تاریخی مردم جایگاهی در خور داشته باشند .زیرا این رویداد با هویت ما گره خورده و هر روز نیازمند مرور آن هستیم . (ادامه…)