سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۹ دی ۱۴۰۰
قانونی برای دفاع از قانون

از قانون اساسی به عنوان میثاق ملی یاد می شود ؛ اما پرسشی در این میان مطرح است و آن این که آیا دولت هایی که ظرف چند دهه ی اخیر آمده اند و رفته اند در تمامی زمینه ها به مر قانون اساسی عمل کرده اند یا خیر ؟ در مقام پاسخگویی به این پرسش اگر مروری بر دیدگاه کنشگران فعال سیاسی وابسته به جریان های اصولگرا و اصلاح طلب پیرامون کوتاهی های صورت گرفته در پیوند با عمل به قانون اساسی بیندازیم ، متوجه می شویم که هرکدام با اشاره به برخی از اصول قانون اساسی مورد نظر خود ، یکدیگر را به کم نگری و بی اعتنایی متهم کرده اند و جالب اینجاست که روسای جمهور نیز که وظیفه دیدبانی عمل به قانون اساسی را بر عهده داشته اند ، در مواردی بدون آن که پیگیری های لفظی آنها ضمانت اجرایی داشته باشد در سخنرانی ها خصوصا در بازه ی زمانی تبلیغات در این باره نگرانی خود را بر زبان آورده اند . با این توصیف ، مسئولیت کم نگری نسبت به قانون اساسی متوجه دولتمردان و مولفه های تاثیر گذار در پیشبرد روند امور کشور است. در این میان عده ای در پاسخ به منتقدین قانون اساسی می گویند تا زمانی که به تمامی اصول قانون اساسی عمل نشود ، داوری پیرامون کارایی آن از دقت بالایی برخوردار نخواهد بود . قابل انکار نیست که غیر از روسای جمهور که اغلب در این خصوص از محدودیت اختیارات خود سخن گفته اند ، نمایندگان مجلس ، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز فراخور جایگاه قانونی خود از توان لازم برای جلوگیری از حاشیه نشینی برخی از اصول قانون اساسی برخوردار بوده اند هر چند در این راستا اقدامی همگرایانه نداشته اند ! (ادامه…)

سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ دی ۱۴۰۰
آسیب شناسی سیلاب

چشم انتظار باران بوده ایم، همیشه تاریخ نانوشته مان، در کنار رودها بوده ایم و رودها نیز در ما جاری بوده اند. وقتی سنگ ها را روی هم چیدیم تا آب ها را مهار کنیم، خوراک هایمان را از دهانه سدها، چشمه ها، آبشارها و لوله های آب رسان شکار کردیم و چون آفتاب تموز بر چشم هایمان تابید. در وهم خشکی زمین آب طلبیدیم، اما آب نبود. ما برای آب جنگیده ایم و آب برای ما. درخت، آب و زمین را به سنگ های خوش تراش سخت پیوند زدیم تا نمایشی دائمی از سنبله های گندم را به رؤیت تاریخ بنشانیم و نان خود را از داخل ستون های گر گرفته تخت جمشید بیرون بکشیم.
قصرهای نفوذناپذیر، ارگ های رفیع و غیرقابل نفوذ ساختیم که هیچ سیلابی در آنها راه نیافته مگر سیل وحشت از دم شمشیرهای تهاجم با شعله ور شدن آتش کینه متجاوزان اما ارباب های ما وقتی از داخل کاشانه های خشت و گلی بیرون آمدند و قد برافراشتند دروازه های برآمده از پلکان های رفیع را طی کردند و فراموششان شد که در زیر دشت ها و کناره دشت ها مردمانی در تلاشند تا نانشان را از دل زمین بیرون آورند. فراموش کردند که قد کودکان زیر خیزش باران های موسمی کوتاه تر از حجم آب روانی است که روی سقف خانه های بی حفاظ عبور می کند. (ادامه…)

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۵ دی ۱۴۰۰
چتر فراگیر احساس هم سرنوشتی

احساس هم سرنوشتی مهمترین عامل پیش برنده برنامه هایی است که برای اعتلای یک کشور پی ریزی می شود . اصلی ترین وظیفه دولتمردان در کشورهای مختلف این است که با توسل به مشترکات فرهنگی و سرزمینی ، برجسته سازی نمادهای ملی ، حراست از مواریث فرهنگی و یادآوری نقش تاریخی مردم در تمدن سازی و هدف گذاری های آرمانی در راستای تقویت اعتماد به نفس ملی ، انگیزه ی لازم را در مردم برای همگرایی و مشارکت ایجاد نمایند. آنچه بیش از هر چیز دیگر نشان دهنده وجود احساس هم سرنوشتی بین آحاد مردم است ، همراستایی فعالیت های فردی و کنشگری های گروهی با آرمان های ملی است . درهم تنیدگی آرمان های فردی با آرمان های ملی ، حلقه ی واصل تک تک مردم با یکدیگر است و آنچه به تقویت و ژرفایی احساس هم سرنوشتی می انجامد ، عینیت بخشیدن به عدالت اجتماعی است. چنین احساسی است که مردم را نسبت به منافع ملی وفادار بار می آورد  . اساسا وفاداری به منافع ملی مانند وفاداری به اشخاص و تحزاب نیست که با تغییر شرایط دستخوش دگرگونی گردد . (ادامه…)