سرمقاله “محمد عسلی” ۱۴ دی ۱۴۰۰
نقش روحانیان در مبارزات ضد استعماری

از دیرباز تاکنون روحانیان یا در خدمت قدرت بوده اند و یا در خدمت مردم و با مردم.
اگر سواد به معنای خواندن و نوشتن و فهم مسائل دینی و فلسفی بوده روحانیان در مسیر تاریخ خط مقدم بوده اند اما اگر سواد به معنای کشف و اختراع و پژوهش های علمی از نوع علوم تجربی و ریاضیات بوده به ندرت می توان روحانیان را در این جایگاه قرار داد. روحانیان در طول تاریخ یا همراه شاهان بوده اند و یا در مقابل آنها قد علم کرده اند.
گاه می شده که روحانیان صاحب قدرت بوده و نبض مردم زمان خود را در دست داشته اند در زمانی که اعراب به ایران حمله کردند، مردم ایران از روحانیون زردشتی راضی نبودند و آنها را وسیله ای در دست شاه قلمداد می کردند. (ادامه…)

سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۳ دی ۱۴۰۰
زخم نابجایی ها

هر یک از طبقات اجتماعی ویژگی ها و رفتاری دارند که مقایسه ی کارکرد آن ها با کارکرد سایر طبقات اجتماعی منجر به دسته بندی آنها از جهات گوناگون می شود . عرف و قانون ، تنظیم کننده ی مناسبات بین طبقات اجتماعی است و طبیعتا انتظار از هر طبقه ای با نگاه به جایگاه عرفی و قانونی آن شکل می گیرد . جای گیری در هر طبقه ای جدای از ارزش گذاری های یکسان مبتنی بر حقوق شهروندی و انسانی با در نظر گرفتن ثروت ، تخصص و سواد و همچنین درآمدزایی و کارآفرینی و تعلق صنفی صورت می گیرد و هر طبقه ای متناسب با ظرفیتی که برای پذیرش جایگاه خود دارد در مسیر تاب آوری و رشد قرار می گیرد. تاب آوری هر فردی بستگی زیادی به پذیرش عادلانه بودن شرایط در بحث توزیع ثروت و امکانات فراخور تلاش ، نبوغ و ارزش گذاری کار او دارد . در واقع این عدالت فراگیر اجتماعی است که تعیین کننده ی میزان تاب آوری آحاد مردم است .
. آنچه موجب می شود که ما شاهد بروز رفتارهایی مغایر با ویژگی های طبقاتی باشیم ، جابجایی هایی است که به دنبال بحران ها و تحولات شتابزده اجتماعی و سیاسی ، جنگ و کم رنگ شدن نقش قانون در تنظیم مناسبات اجتماعی صورت می گیرد . (ادامه…)

سرمقاله ” محمد عسلی” ۱۲ دی ۱۴۰۰
که بودیم؟
کی هستیم؟
کجا می رویم؟

روزگاری است، روزگار غریب!
همه افتخارمان به خرابه های از دم آتش گر گرفته و سوخته است.
خرابه های بی زبان، زبان دار، زبان نفهم، زبانشان را نمی دانیم. چون خودشان را نمی شناسیم. همانها که روی دیوارهای سنگی نقش بسته اند و هیچ زنی در میانه آنها نیست. همان هایی که مردمان دیگر نقاط زمین را در اسارت داشتند. همان هایی که سنگ های عظیم را روی هم انباشتند تا قد و قامتشان از مردمانشان بلندتر جلوه کند و از ابهتشان ترس بر اندام زحمتکشان افتد و در هراسی همیشگی برای شاهان کار کنند.
آری ما آن بودیم، سنگ تراشان بی جیره و مواجب و در اسارت قدرت نیزه ها، تیرها و شمشیرها، آن بودیم تربیت شده ی رزم آور و جنگجو تا برای رضایت خاطر کشورگشایان سینه را مقابل تیرها و نیزه ها سپر کنیم تا از روی اجساد ما شاهان عبور کنند و پرچم فتح بیاویزند. ما آن بودیم که در نافرمانی از ستمکاران در دخمه های نمور و تاریک روزی هزار بار از خدا طلب مرگ کردیم. ما در سیستم طبقاتی تاریخ، اریکه شاهان را بر دوش داشتیم و آنقدر شاهان از این رنج شادمان بودند که تصاویر این رنج را بر سردر بلندترین دروازه تاریخ بر سنگ حک کردند. گویی شاهان پس از مرگ هم چشم بر این قدرت داشتند چنانکه ارتفاع گورشان را به گونه ای بنا کردند که دست کسی به گنجینه هایی که با خود به گور بردند نرسد. (ادامه…)