سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
اگر فرزند باید، باید اینسان
این لقمه اندازهی دهان تو نبود آقای ترامپ. هر چند شنیده بودیم قماربازها در پایان کار “دست به خون” میزنند و بر سر هستی خود دار و ندارشان را در میان میگذارند! از این پس مراقب سنگهای آسمانی که با بهرهگیری از انرژی نهان کهکشانی به سمت کانونهای زر و زور و تزویر هدفگیری میشوند باش! تو اینک باید در دادگاه تاریخ پاسخگوی خطای راهبردی خویش باشی. اکنون سرنوشت هزینههای میلیاردی استقرار پایگاههای نظامی را باید هدر رفته تصور کنی. خیلیها شاکی تو هستند. اکنون دیگر پلوسی و رقبای انتخاباتیات به اسناد جدیدی دست یافتهاند که نشاندهنده خیانت تو به آمریکاست. آمریکایی که از آن دم میزنی. حتی دوستان صهیونیست و منطقهایات نیز شاکی تو هستند که آنها را در تیررس نگاه خشمآلود جهانیان قرار دادی. خسارت شبکههایی که شبانه روز در شیپور تفرقه و لجنپراکنی میدمیدند را چه کسی میپردازد؟ با عراق چه میکنی که تا دیروز عدهای را با دلارافشانی بر علیه ایران به خیابانهای بغداد کشانیدی و اکنون با گره خوردن پرچم ایران و عراق و مصوبهی مجلس این کشور با ایرانیان هم شعار شدهاند. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۶ دی ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
دورنمای یک حماقت
بعد از ارتحال امام خمینی (ره) که شاهد باشکوهترین وداع تاریخ بودیم، عظیمترین اجتماعات مردمی در ایران و عراق برای خونخواهی و بزرگداشت سردار عاقبت به خیر شهید سلیمانی تشکیل شده است. حماسهای بینظیر بعد از سالیان به سبب آزردگی روح مردمی که وفاداری خود را به اسلام و انقلاب اسلامی بعد از چهل سال بدینگونه در معرض و تماشای جهانیان گذاشتهاند.
در طول چهل سال گذشته چه بسیار عزیزان و بزرگواران مجاهد و ایثارگری را دیدهایم که در خون خود غلتیدهاند تا هویت اسلامی و ملی ما و عزت و شرف ما حفظ شود.
سردار سلیمانی یکی از آن عزیزان است. اما یک تفاوت دارد. تفاوتی به پهنای سرزمینهای اسلامی خاورمیانه. زیرا از آغاز جنگ تحمیلی با قامتی استوار نام ایرانیان مسلمان را در اقصی نقاط گیتی پرآوازه کرد، آوازهای که از لشکر تا دندان مسلح آمریکاییان و ائتلاف بینالمللی آنها بر نیامد. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
باید منتظر ماند
اگر بخواهیم چند نقطه بحرانی را در جهان نشانهگذاری کنیم بیشتر آن در خاورمیانه است. بیگمان بحرانزدایی از این نقاط هرگز به سود اقتصاد جنگ نخواهد بود. در حال حاضر اقتصاد جنگ به گونهای برنامهریزی شده که پایبندی توافقات مبتنی بر کاهش آلودگی هوا را نیز به حاشیه رانده و شیوهای متفاوت از منازعات نظامی را رقم زده و با آیندهی جهان درهمتنیدگی معناداری پیدا کرده است. برای درک اهمیت اقتصاد جنگ کافی است میزان مبادلات اقتصادی که مستقیم یا غیرمستقیم به جنگ و امور نظامی ارتباط پیدا میکند را در نظر بگیریم و وابستگی کشورهای تولیدکنندهی سلاح به درآمد حاصل از فروش آن را درک کنیم. قرار گرفتن کانونهای بحرانی جهان در کنار آبراههای استراتژیک و برخورداری این کانونها از موقعیت سوقالجیشی، ادارهکنندگان اقتصادهای سودآور را نسبت به امنیت این نقاط حساس کرده است. از این رو نمیتوان انتظار داشت که آمریکا، چین، آلمان، انگلستان، ژاپن، کره و روسیه نسبت به تحولات خاورمیانه بیتفاوت باشند. اگر تفاوتی هم بین آنها وجود داشته باشد تنها در نوع واکنشی است که از خود بروز میدهند. استفاده از اهرم وتو در شورای امنیت، همراهی با آمریکا، توسل به حربهی نظامی، حرکت در حاشیهی امن، رو در رویی با دو قطب اصلی ماجرا در دکترین سیاسی ادارهکنندگان دستگاه دیپلماسی قدرتهای اقتصادی قرار دارد.
باید پذیرفت، خاورمیانه پیش از آنکه از منظر جغرافیایی و حیطهی اقتدار سیاسی دولتها تجزیه شده باشد با توجه به جریانهای انحصارطلب فعال در آن، منطقهای تجزیه شده محسوب میشود به طوری که میتوان گفت عراق، سوریه، لبنان، لیبی، افغانستان به طرف پذیرش انشقاق در راهبردهای سیاسی و عدم تبعیت گروههای ذینفوذ از حکومت مرکزی حرکت میکنند. (ادامه…)
- شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۸
- سرمقاله