سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دام‌های عنکبوتی
همواره بین پدیده‌های اجتماعی توازنی وجود دارد که برهم خوردن موازنه‌ها نتیجه‌ی تأثیر متقابل رفتارها و برهم خوردن معادله‌هاست. برای نمونه اگر امنیت را به عنوان یک نیاز اجتماعی در نظر بگیریم و تعریفمان از امنیت فراگیر و در بر گیرنده‌ی تمامی ابعاد آن باشد، چنین موهبتی زمانی در مخاطره قرار می‌گیرد که معادله بین کار و فعالیت و درآمد به هم می‌خورد. وقتی مناسبات اجتماعی به سمتی میل می‌کند که شخصی با کار و فعالیت کمتر درآمد بیشتری دارد و دیگری با کار و فعالیت بیشتر درآمدی کمتر؛ در این شرایط طبیعی است انتظار داشته باشیم کسانی که با کار بیشتر درآمد کمتری دارند برای جبران کمبود درآمد خود به شیوه‌های غیرقانونی روی خوش نشان دهند و یا در تنگنای معیشتی قرار گیرند؛ چنین افرادی ممکن است درصدد انتقامجویی برآیند و با دست یازیدن به انواع تخلفات و سوءاستفاده از گریزگاه‌های قانونی به تهدیدی برای اقتصاد کشور تبدیل شوند و با این بهانه که امنیت شغلی آنها در مخاطره قرار گرفته به مالیات‌گریزی، قاچاق، بزهکاری، رشوه‌گیری و انتخاب راه‌های میانبر برای رسیدن به مقصد روی آورند! راهیابی افراد کم‌سواد از طریق انواع رانت‌های قانونی و غیرقانونی به دانشگاه‌ها، توازن میان مدرک تحصیلی و تخصص و توانایی را به هم می‌ریزد و کسانی به تدریج مشاغل گوناگون نیازمند به تخصص را در اختیار می‌گیرند که از توان علمی و ذهنی بالایی برخوردار نیستند. نتیجه‌ی این عدم توازن، پایین آمدن کیفیت کارها، تصمیمات غلط و خارج شدن امور از مجرای علمی و قانونی و استاندارد است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
بهای امنیت
از پس میلیون‌ها سال اندیشه و عمل و سختی‌های بسیار، از جنگل‌خواری تا غارنشینی و از روستانشینی تا شهرآوری و مدنیت از آن زمان که توانستیم روی دو پا راه برویم و از حیوانات بیاموزیم که برای دسترسی بیشتر به آب و غذا چه باید بکنیم تا به اینک که فضا را تسخیر کردیم و با سرعت ماشین خود را و جهان را متحول کردیم آنچه برایمان اهمیت داشته در مرحله نخست امنیت بوده است. امنیت در اذهان عموم مردم یک تصور کلی است که همه چیز را شامل می‌شود.
امنیت جسمانی که سلامت تن را تضمین می‌کند و ما نام آن را بهداشت و درمان گذاشته‌ایم.
امنیت روانی که دربرگیرنده نیازهای بسیاری است تا از دغدغه و اضطراب خلاص شویم و به اصطلاح به خیال راحت برسیم. مانند امنیت شغلی، امنیت غذایی، امنیت مکانی، امنیت تحصیلی، امنیت سرمایه‌گذاری، امنیت سفر و بسیار موارد دیگر که ذکر تمامی آنها در این کوتاه نوشتار نمی‌گنجد… (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
هویتی که کشور را می‌سازد
از جمله دلایل بیکاری، تعریف غلطی است که در جامعه‌ی ما از کار در اذهان جا افتاده و اغلب تصور می‌کنند که کار یا باید اداری باشد که مستلزم استخدام و به کار گرفته شدن در چارچوب خاصی است و یا اینکه فرد باید مغازه یا شرکتی داشته باشد و یا اینکه به عنوان کارگر و متخصص در کارگاه‌ها یا کارخانجات به کار گرفته شود. یا به کشاورزی و دامداری مشغول باشد. کسانی هم از طریق واسطه‌گری و خرید و فروش قاچاق امرار معاش می‌کنند تا بیکار نباشند. در حالی که اگر عموم مردم با تعریف علمی و منطقی کار آشنا باشند می‌توانند با توجه به تبحر، علاقه و سرمایه‌ی اندکی که دارند مثل بعضی از افراد خودشان را مشغول کنند. از منظر اقتصادی کار یعنی ایجاد ارزش افزوده. فرضاً وقتی شخصی یک قطعه چوب را به مجسمه تبدیل می‌کند ارزش چوب را افزایش داده هر چند از حجم و وزن آن کاسته است. وقتی چرم به کفش و پشم به قالی تبدیل می‌شود شاهد ایجاد ارزش افزوده هستیم. مسئله‌ی دیگری که در پیوند با کار خیلی مهم است اینکه مردم بدانند می‌توانند سهمی هر چند اندک در ایجاد ارزش افزوده داشته باشند. زمانی که هر قطعه‌ای از یک ساعت در خانه‌ای ساخته می‌شود نیز کاری صورت گرفته است. (ادامه…)