سرمقاله
محمد عسلی
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
خشم ناشی از عقدههای فرو خورده در دل کینهتوزانه وقتی سر وا میکند به عملیات کوری منجر میشود که چونان رعد و برق، تر و خشک را میسوزاند و حاصل آن آسیبهای روانی و دفاع مسلحانهای است که جامعه را به واکنش و عکسالعمل ترغیب میکند.
ترور با انگیزههای انتقامجویانه در ذهن تروریست شکل میگیرد و آنها را تحریک میکند تا در فرصت مناسب چونان تیر از چله کمان رها شوند و به هدف اصابت نمایند.
تروریسم در هر نقطه از جهان و به هر دلیل و با هر هدفی باشد از دیدگاه اخلاق طبیعی و اسلام مقبول و پسندیده نیست. زیرا اولاً وضعیت دفاع را از انسان مورد هدف سلب میکند.
ثانیاً فرصت گریز و دفاع را نمیدهد.
ثالثاً چه بسا افراد بیگناهی هدف قرار میگیرند که حتی مورد نظر تروریست هم نیستند. (ادامه…)
- سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
ضرورت ورود دادگستری فارس به مشکل تعاونیهای مسکن
تعاونیهای توزیع بهترین نمونه برای اثبات این مسئله هستند که چگونه یک چیز به ضد خودش تبدیل میشود. ظرف چند دههی گذشته به موارد زیادی برمیخوریم که شوق کارمندان یک اداره یا سازمان پس از عضویت در یک تعاونی و مشارکت در یک طرح به یأس مبدل شده و نهایتاً اهداف اولیهای که برانگیزاننده اعضاء برای همگرایی و سرمایهگذاری بوده محقق نگردیده و کار به اختلاف، اختلاس، سوخت شدن سرمایهها و ناامیدی اعضاء و شکایت به محاکم قضایی و سرگردانی و به درازا کشیدن اجرای طرح کشیده شده و در این میان عدهای مغبون و عدهای متهم و برخی فراری شده و هر کدام راه خود را گرفته و از کرده پشیمان شدهاند. اینکه گفته میشود در جامعهی ما کار گروهی نتیجهبخش نیست نمیتواند پاسخی متقاعدکننده برای بیسر و سامانی تعاونیها باشد چرا که بالاخره برای نهادهای بالادستی که وظیفهی آنها نظارت بر کم و کیف فعالیت تعاونیهاست وظایفی تعیین گردیده و ساز و کارهایی تعریف شده است. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
وقتی باران میبارد
«ابر خاکستری بیباران دلگیر است.» چون امید باران از آسمان نویدبخش زندگی با طراوتی است که از کوه و در و دشت گرفته تا خانه و خیابان را میشوید و چشمهای بسته و فروخفته را باز میکند و بهار را دریچه میگشاید هر چند با سرما و سوز و یخبندان باشد.
باران که میبارد ذهن آدم و حیوان و گیاه را ورانداز میکند. گویی خاطرهها را از دوردستها صدا میزند تا به یادت بیاید که لطافت گلبرگها و عطر دلآویز گلها و آواز پرندگان و کوچ پرستوها همه وامدار بارانند.
کشاورزان که به هر فصل پاییز و زمستان چشم بر آسمان دارند. قطره قطرههای باران را با دانه دانههای گندمها در رویشی شوقانگیز به امید حیاتی دیگر به تلاش برای معاش پیوند میزنند و عشق به زندگی را به سالیانی دراز در زیر باران دستمایه امید به فردا میکنند.
وقتی باران میبارد، درختان در برگریزان فصل، خنیاگران غمین خوشآوازند، پردههای سکوت را میدرند تا آسمان آبی، آبیتر دیده شود و ابرهای جامانده در انتظار باد سفرهای دور و دراز خود را از سر گیرند.
وقتی باران میبارد چترها سقف لرزان عبورند و پردهپوش گیج بیتوجهیها به فرودستها. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸
- سرمقاله