سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
افتاد
آنطور که بوی آن در فضا پیچیده، جریان مبارزه با فساد کلید خورده و امیدواریم این کلید بدون هیچ گیر و پیچی در قفل بچرخد و زور کسی بر کلید نچربد؛ چون ما از قفل و کلید و در و دروازه و فرش قرمز پهن کردن برای مردم و این جور چیزها خاطره‌ی خوشی نداریم. ای کاش قبل از اینکه فساد همه‌گیر شود کلیدش را در دهانه‌ی قفل چرخانده بودند تا انگشت اتهام به سوی هر کسی دراز می‌کنی، دزد از آب درنیاید! بعضی آدم‌های بدبین فکر می‌کنند که برای مبارزه با فساد خیلی دیر شده است. می‌دانید چرا؟ چون برخی ملاحظات و سدها و موانع و دست‌اندازها از سرعت آن می‌کاهد. زمانی فکر می‌کردیم برای شمارش دزدها می‌توان از انگشتان دست استفاده کرد اما حالا بعضی آدم‌ها که سال‌هاست به جرم دزدی مسلحانه سرد و گرم آب خنک می‌خورند به زمین و زمان فخر می‌فروشند و احساس بی‌گناهی می‌کنند چرا که کسانی با استفاده از سلاح اعتماد عمومی و قیافه‌ای ظاهرالصلاح اموال مردم را به تاراج برده‌اند. آب خنک خورده‌ها می‌گویند امثال ماها در برابر شاه‌دزدهایی که به تازگی در قلاب قانون افتاده‌اند و دست و پا می‌زنند عددی نبوده‌ایم. به نظر می‌رسد اگر تمامی بدهکاران خرده پا، ورشکسته‌ها و قربانیان مهریه و کسانی که در شرایطی غیر قابل کنترل در مشاجرات خانوادگی دست به چاقو شده‌اند و کارشان به جاهای باریک کشیده و زندانی شده‌اند را به مرخصی بفرستیم، برای دزدهای واقعی در زندان‌ها جا باز می‌شود تا به بهانه‌ی ارائه سند و رهگیری و بازگرداندن پول‌های سرقت شده، خود را با وثیقه‌های چند میلیاردی آزاد نکنند و سر فرصت فرار را بر قرار ترجیح ندهند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
چرا شیراز از جاذبه‌های گردشگری نوین دور افتاده است؟
شیراز را به جاذبه‌های گردشگری و میراث‌های سازه کهن می‌شناسند و آرامگاه دو شاعر جهانی سعدی و حافظ. تخت جمشید، پاسارگاد و نقش رستم را یادآور مهندسی محیرالعقول گذشته‌های دور می‌دانند و مساجد و بازار و حمام و بعضاً نقاط مشابه را آثاری از دوره‌های تاریخی بعد از اسلام به شمار می‌‌آورند.
در یکصد سال گذشته هم باغ‌ها و مناظر زیبای طبیعی که مرغان خوشخوان را به خود می‌خواندند و هوای لطیف و فرح‌بخش داشتند شیراز را نسبت به شهرهای دیگر ممتاز می‌کرد.
اینک خرابه‌های تخت جمشید و دیگر آثار سازه‌ای هر چند نه همانند گذشته به جای مانده‌اند لیکن هنوز از جاذبه‌های خوبی برای گردشگران داخلی و به ویژه خارجی برخوردارند. اما با توجه به عدم مراقبت‌های ویژه از آرامگاه‌ها به ویژه آرامگاه حافظ و سعدی که در اطراف و زوایای درونی و بیرونی آنها دستفروشان و متکدیان الی ماشاءا… به کسب و کار دل مشغولند زشتی‌ها و نابسامانی‌هایی را شاهدیم که مناظر گل و گیاه و زیبایی‌های سازه‌ای و طبیعی را به سایه برده‌اند و از همان ابتدای ورود به خیابان‌های مشرف هر گردشگری از خود سؤال می‌کند واقعاً اینگونه باید باشد؟
رستوران‌های درون آرامگاه حافظ حتی از رستوران‌های جاده‌های مسافرتی نامرتب‌تر، کثیف‌تر و دل به همزن‌ترند و معلوم نیست اداره میراث فرهنگی و شهرداری چرا روی این رستوران‌ها سرمایه‌گذاری‌های معقول برای زیباسازی و بالا بردن کیفیت خدمات ندارد؟ (ادامه…)

یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
مذاکره با یک شرط!
دیروز چشم حیرت‌زده دنیا به جمال جمیل ترامپ روشن شد و بعد از چند سال چرت و پرت‌گویی بالاخره دو کلام حرف حساب که چه عرض کنم، به زعم آدم‌های درست و حسابی، مشتی لاطائلات بلغور کرد که صد البته واضح و مبرهن بود آدم دست به قلمی برایش نوشته بود وگرنه خیلی بعید است یک معامله‌گر پاچه پاره که نمی‌داند حقوق بشر برگ چه درختی است و انسانیت را چگونه باید هجی کرد، بخواهد راه پرپیچ و خم صلح و آشتی را به عقب‌افتاده‌های جهان سومی نشان بدهد. راستش را بخواهید ترامپ دیروز کمی دل مرا برد، نه اینکه عاشقش شده باشم، نه، بلکه نمی‌دانم چرا از این آقای ترامپ به صورت غیرمنتظره‌ای خوشم آمد. دیروز ترامپ با دست باز، بازی کرد و خودش را و نظام لیبرال دموکراسی را یکجا لو داد. بعید نیست که این خوشایندی من، ریشه در بلاهت او داشته باشد. بیهوده نیست که می‌گویند: “دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید”. جانم برایتان بگوید! آمریکا تاکنون رؤسای جمهور زیادی را از سر گذرانده که اغلب خود را پشت شعارهای هالو خرکن پنهان کرده‌اند، ولی نمی‌دانم چرا ترامپ این همه دسته گل به آب می‌دهد و خیلی صریح و بدون رودربایستی می‌گوید “در جهانی که دیگران به دنبال غلبه و پیروزی هستند، ملت ما باید در ثروت و روحیات و اراده‌ی خود قدرتمند باشد”؟ و در زمانه‌ای که اندیشمندان و هنرمندان و برخی اقتصاددانان به دنبال جهان‌گرایی هستند ترامپ می‌گوید: “آینده متعلق به جهان‌گرایان نیست، بلکه متعلق به میهن‌پرستان است”؟ به زبان خودمانی دارد ادای هیتلر را درمی‌آورد. یعنی موضوعاتی نظیر محیط زیست و مشکل آب و تغییرات هوا و لایه‌ی ازن و انفجار جمعیت و بهداشت جهانی که یونسکو روی آن میلیاردها دلار هزینه کرده و سال‌ها وقت گذاشته را باید کشک و پشم به حساب آورد. یقین داشته باشید که اگر مردم دنیا به این آقای ترامپ بگویند ما حاضریم تاج پادشاهی کره خاکی را روی سرت بگذاریم تا عادلانه دنیا را اداره کنی قبول نمی‌کند چرا که در این صورت دیگر نه تنها از ناسیونالیسم افراطی خبری نیست بلکه باید روزی چند صد گرم از سهمیه گوشت هر آمریکایی کم کند تا آفریقایی‌ها گرسنه نمانند. جالب اینجاست که اگر همه‌ی رؤسای جمهور دنیا بخواهند به توصیه‌ی آقای ترامپ عمل کنند و فقط به دنبال راحتی و آسایش مردم کشور خودشان باشند، دکان امثال ترامپ تخته می‌شود. (ادامه…)