سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
راه چاره اساسی
این روزها تقریباً اغلب کارشناسان علوم اجتماعی باور دارند که مردم ایران نشانه‌هایی را در رفتار خود بروز می‌دهند که از رویکرد آنها به رفاه، برخورداری و سودجویی هر چه بیشتر حکایت دارد. چنین رفتارهایی فی نفسه درخور نکوهش نیست چرا که گذران زندگی در گرو تلاش و فعالیت اقتصادی است؛ اما اینکه چنین رفتارهایی تا چه اندازه در چارچوب قانون و مقررات است جای بحث دارد. مرور تاریخ اجتماعی در ایران بیانگر این واقعیت است که در جامعه‌ی ما طیف‌های برخوردار همواره در اقلیت بوده‌اند. البته برخی رخدادها از جمله انقلاب موجب گردید که شاهد جابه‌جایی‌هایی از این منظر باشیم اما این جابه‌جایی‌ها به منزله‌ی حذف نظام طبقاتی نبوده بلکه در بازه‌ی زمانی محدودی عده‌ای جای عده‌ای دیگر را گرفته‌اند لذا طبیعی است که مردم تحت تأثیر اینگونه جابه‌جایی‌ها به این نتیجه برسند که برای جبران عقب‌ماندگی‌های خود به هر شیوه‌ای که امکانپذیر باشد متوسل شوند! از این رو خصوصاً ظرف دو دهه‌ی گذشته شاهد تغییر رفتار مردم و به تبع آن تغییر انگیزه‌ی آنها در بحث مطالبات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بوده‌ایم. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
جنگ تحمیلی و دفاع مقدس
تاریخ بشر گواه و یادآور جنگ‌های کوتاه و بلندی است که گاه بی‌شمار می‌نمایند. صلح بی‌صداست، همانند آب روان و آرام که در عمق رودهای زلال‌اند و برای ماهی‌ها دامن می‌گسترند، اما جنگ‌ها مثل آبشارند پر سر و صدا، وحشی و شکننده. جنگ و صلح هر دو تراوش اندیشه و عمل هستند و گاه از یک جنس می‌نمایند مثل آب که اگر آبشار شود خروشان است و چون به رود رسد آرام و بی‌صداست.
جنگ گاه اجتناب‌ناپذیر می‌نماید و اما و اگرها کاری نمی‌کنند، اصالتاً هیچ انسانی جنگ را مطلوب و خوشایند نمی‌داند ولی شرایط و انگیزه و دشمنی‌ها همانند آتش زیر خاکستر که در تندباد حوادث شعله می‌کشد و راه گریزی نشان نمی‌دهند.
جنگ تحمیلی از آن دسته جنگ‌هایی بود که در شرایط انقلاب به هر دلیل رخ نمود و به دنبال اشتباه مردی که عقده‌های دیرینه‌اش را تحمل نداشت با شلیک یک گلوله توپ آغاز شد.
هر جنگ‌طلبی به دنبال پیروزی است و هیچ شروع‌کننده‌ای تصور شکست را به دل راه نمی‌دهد. کسی که خود را برای جنگ آماده می‌کند با کسی که در موضع دفاعی قرار می‌گیرد تفاوت دارد. هم در ابتکار عمل و هم در انگیزه جنگیدن. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
آمارهای زیر پوستی
برای یک روزنامه‌نگار که هر روز اخباری را بازتاب می‌دهد که در بخشی از آنها به آمار تخلفات اشاره می‌شود، جمع‌بندی ذهنی چنین آمارهایی او را به نتایج شگفت‌انگیزی می‌رساند. اینگونه جمع‌بندی‌ها پرسش‌های بیشماری را پیش می‌کشد که نیازمند پاسخی متقاعدکننده است. این آمارها در جریان دستگیری‌ها، مصاحبه‌های مدیران و مقامات کشوری، کشفیات نیروی انتظامی، گمرکات کشور، وزرای نفت، بازرگانی، صمت و همچنین در نشست‌های هفتگی اعضای کابینه، حواشی برخی رویدادها، سخنگوی قوه قضائیه، رؤسای قوای سه‌گانه، گزارش‌های تحلیلی در رسانه‌ها، پژوهش‌های صورت گرفته در مراکز علمی و دانشگاه‌ها و … مطرح می‌شود که اگر نگوییم کاملاً دقیق است باید گفت با توجه به اینکه مطرح‌کنندگان آن اغلب از مسئولین و مقامات کشوری هستند که در نشست‌های رسمی و محرمانه در جریان جزئیات امور قرار می‌گیرند آمارهایی مقرون به صحت محسوب می‌شود.
حوزه‌هایی که برجستگی برخی تخلفات در آنها مشهود است عبارتند از: (ادامه…)