سرمقاله
محمد عسلی
سوادآموزی در گذشته و حال
سواد، سیاهی مرکبی بود که در صفحات سفید کاغذ و یا چوب و پوست برای نگارش و خط‌نویسی از آن استفاده می‌شد.
از دوران تصویرنگاران تا به اینک که خط مراحل مختلف و تکاملی را پشت سر گذاشته به منظور انتقال مفاهیم، نیازها و خواسته‌ها، سواد به معنای دانایی در خواندن و نوشتن مطمح نظر جوامع انسانی بوده است.
با توجه به پیشرفت‌های قرن اخیر در صنعت الکترونیک، به طور کلی سواد مفهوم گسترده‌تر و متفاوتی پیدا کرده به نحوی که در ارتباطات و تعاملات اجتماعی باسواد کسی است که بتواند طرز استفاده از وسایلی همچون کامپیوتر، گوشی‌های تلفن همراه، دریافت پول از عابربانک‌ها را بداند و قادر به کسب اطلاعات از دستگاه‌های پیشرفته‌ای که به جای انسان‌ها خدمات‌دهی می‌کنند باشد.
هر چند خواندن و نوشتن مقدمه و پله اول ورود به مطالعه و آموزش است، اما پیچیدگی‌های آموزش و پرورش از طریق وسایل الکترونیک از یک سو و از دیگر سوی عدم استطاعت و توانایی مالی برای اقشار زیر خط فقر به ویژه در روستاها و شهرستان‌های محروم موجب شده فاصله طبقاتی در نحوه آموزش هم به فاصله‌های طبقاتی توانمندی‌های مالی اضافه شود. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
زلزله خبر نمی‌کند!
آهای! روستاهای گلین! آهای! شهرهای در اسارت آسمانخراش‌ها!
من در راهم. منم زلزله، کم ریشتر یا بیش ریشتر تکانتان می‌دهم. شما را در هم می‌پیچم! قبلاً هم بارها آمده‌ام، شب یا روز، گاه و بیگاه، چه تعداد از خانه‌هایتان را خراب کردم. چه میزان شما و فرزندانتان را در زیر آوار کشتم! یادتان می‌آید؟ زلزله بویین‌زهرای قزوین؟ زلزله قیر، زلزله تبریز، و اخیرا زلزله کرمانشاه! فراموش که نکرده‌اید چه تعداد از عزیزانتان را به دیار باقی فرستادم. هنوز صدای ضجه خونین مادران فرزند از دست داده و پدران همسر مرده را در گوش دارید! من بی‌رحم نیستم، طبیعتم چنین اقتضا می‌کند. اگر می‌توانستم بی‌حرکت می‌ماندم و آزارتان نمی‌دادم اما بدانید که فقط یک راه گریز دارید، قدرت لرزش من محدود است. روستاها، شهرها، بخش‌ها و هر مکان که در آن زندگی می‌کنید را مقاوم‌سازی کنید و علاج واقعه را قبل از وقوع کنید.
از ژاپن یاد بگیرید که ساختمان‌هایشان زلزله‌های ۸ ریشتری را هم تحمل می‌کنند. من در ایران تاکنون بیش از ۵/۷ ریشتر شما را نلرزانده‌ام. حال فراموش می‌کنید و به خواب غفلت رفته‌اید. من چه کنم. زلزله هم برادر سیل است. هر دو از بلایای طبیعی محسوب می‌شوند. اگر بخواهید می‌توانید هم از خسارت‌های مالی و جانی سیل و هم از زلزله در امان بمانید.
اما افسوس که علی‌رغم این همه تکان‌ها و لرزش‌های سخت باز هم خشت و گل برهم می‌گذارید و دوباره به قول یکی از شاعران معاصر «با پشتاره گلین/ در رهگذار حادثه می‌ایستید…» و این گناه عظیم را به جان می‌خرید. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
و مسیح آمد
” سلام بر روزی که به دنیا آمد، روزی که از دنیا رفت و روزی که برانگیخته می‌شود ”
مردمان در هر عصری گونه‌ای چشم به راهی دارند و همواره سر می‌گردانند تا نجات‌بخشی از خویش بیرون بیاید و کاری کند اما از آنجایی که هیچ تغییر بنیادین بدون عزم و اراده‌ی انسان‌ها در سایه‌ی همگرایی جهانی صورت نمی‌گیرد بخش زیادی از انرژی و همت راهنمایان آسمانی برای ترمیم اخلاق و رستگاری به هدر می‌رود.
و مسیح آمد. دشواری ظهورش نشان می‌داد که با استقبال و خوشامدگویی کسانی که قرار بود با آمدن او بروند روبه‌رو نخواهد شد. او نیز همانند موسی در خلوتی آمیخته به هراس متولد شد و بالندگی‌اش با هزاران اما و اگر همراه بود. عطوفت و مهربانی و همنشینی با طبقات فرودست جامعه، دلجویی از بیماران و تقدیم کردن اعتماد به نفس به کسانی که مرگ و ذلت را باور کرده بودند از جمله صفاتی است که به حضرت عیسی(ع) نسبت داده‌اند. متفاوت بودن پیامبران با سایر انسان‌ها گاه قبل از به دنیا آمدن خودنمایی می‌کند. کودکی توأم با پنهان زیستن، یتیمی و تن دادن به کارهای سخت و دلبستگی به تنهایی و فاصله گرفتن از جامعه‌ای که به انواع پلشتی‌ها آلوده شده است از مشترکات پیامبران است. (ادامه…)