سرمقاله
محمد عسلی
درخت سبزی بیدم کنج بیشه
شیراز باغ در باغ بود و درخت در درخت. اگر حافظ و سعدی در اشعارشان از سرو و صنوبر و گل و ریحان سخن راندهاند و آب و آبادانی و خاطر حزین را به طراوت نسیم صبحگاهی مشکین کردهاند تا به لطف سخن موهبت خداداد شود رابطهای سخت و نزدیک با طبیعت داشتهاند.
طبیعت شیراز که چهارفصل را به کمال، ارزانی صاحبدلان میداشته و عشق و شور و احساس را به نقش شعر و خیال پیوند میزده است. آری
کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش!
معاشر دلبری شیرین و ساقی گلعذاری خوش
و اما بعد: (ادامه…)
- سه شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله
شهر هرت
ظرف این چند سالی که کجدار و مریز میگذرد، به کوری چشم همه ولایات دورافتادهای که بر طبل بیخبری میکوبند و نمیدانند ایران برگ چه درختی است، مردم ما به اندازهی گذراندن یک دوره دکترای تخصصی در رشتهی فخیمهی علوم سیاسی حرف و حدیثهای بودار رد و بدل کردهاند و از همه مهمتر این که بدون تحمل رنج سفر و پرداخت هزینهی جهانگردی، دانش تاریخی و جغرافیایی خود را نیز ارتقا دادهاند و طوری از بورکینافاسو سخن میگویند که گویی در آنجا به دنیا آمده و دوران کودکی را در پیچ و خم کوچه پسکوچههای شرجی آن سپری کردهاند. باد برای شورچشمها خبر نبرد که مردم ما از صبح تا شب برای آوارگان روهینگیایی، جلیقه زردهای فرانسوی، مادوروی ونزوئلایی، داغ کمرشکن مادر چاوز، مردم داعش زدهی سوریه و عراق، فلسطینیهای بیخانمان، افغانیهای بیکار، کودکان یتیم شده بوسنیایی، بازماندگان توفان کاترینا، گرسنههای هند و چین و بمبهای صد منی که بر سر یمن ریخته میشود اشک میریزند و میدانند که زندگی در غزه چه مزهای دارد و با مردم ندیدهی الحدیده همذاتپنداری میکنند. ما هر روز قیافهی منحوس نامسلمانی چون بنسلمان را میبینیم و لامپ چشمکزن ترامپ را خاموش میکنیم و از اردوغان رودست میخوریم و با بند پوسیدهی پوتین که سحرگاهان نانش را در روغن زیتون دمشقی فرو میکند و شب را با طعم ودکای روسی در کنار نتانیاهو به صبح میرساند به چاه ویل بحران خاورمیانه سرکشی میکنیم. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
جهانبینی مقاومت را بشناسیم
مادری که در جنگ آتن با اسپارت هر سه فرزندش را به میدان فرستاده بود از سربازی که برای مرخصی به شهر آمده بود پرسید: «ما در جنگ چه کردیم؟» سرباز در پاسخ گفت: «هر سه فرزندت در جنگ کشته شدند.» مادر به سرباز گفت: «احمق. من گفتم ما در جنگ چه کردیم؟ نگفتم بر سر فرزندان من چه آمد!»
این جهانبینی مقاومت حاصل یک فرهنگ و شعور سیاسی است که ملتی را برای ماندن و پیروز شدن آماده میکند.
در جنگ تحمیلی ۸ ساله ایران و عراق بسیار از این وقایع و رویدادها را شاهد بودیم. مادرانی که تنها فرزند ذکور خود را که نانآور خانواده بود به جبههها فرستادند و بعد از شهادت آنها، آنچه برایشان مهم بود باور به جهاد و عمل به وظیفه بود هر چند داغ فرزند فراموش شدنی نیست و با تأملات و رنجهای فراوان همراه است.
و اما بعد: (ادامه…)
- یکشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۷
- سرمقاله