سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
نگاهی از جنس افسوس
جشنواره‌ها نبض فرهنگ و نشانه‌ی حیات و سرزندگی و کنشگری در حوزه‌ی مطبوعات هستند. در این جشنواره‌ها معیارهایی توسط داوران و پیشکسوتان برای ارزیابی آثار مطمح نظر قرار می‌گیرد و به گزینش و معرفی آثار برتر می‌انجامد که درک جایگاه نویسندگان و خبرنگاران را آسان‌تر می‌کند و زمینه‌ساز شناخت آسیب‌ها، نقاط قوت و پتانسیل‌های نهفته است؛ ضمن این که همایش‌هایی از این دست زمینه‌ساز تعامل راه‌یافتگان به آیین اختتامیه با یکدیگر است به طوری که می‌توانند در بازه‌ی زمانی حضورشان در جشنواره پیرامون چگونگی عبور از چالش‌ها و تنگناهایی که با آن روبه‌رو هستند تبادل‌نظر کنند. صرف‌نظر از چنین دستاوردهایی که به جای خود ارزشمند است، استان‌های برگزارکننده‌ی جشنواره از فرصت ایجاد شده برای معرفی قابلیت‌ها، جاذبه‌ها و طرح مشکلات و پیشنهادهای خود بهره می‌گیرند. از طرفی وقتی که یک هنرمند، خبرنگار و فعال رسانه‌ای، جشنواره‌ای را پیش روی خود می‌بیند، تلاش می‌کند اثر و کارش قابل رقابت و نزدیک به استانداردهای شناخته شده باشد، چرا که همواره نگاه نقادانه و موشکافانه‌ی داوران را بالای سر اثر خود احساس می‌کند. از منظری دیگر جشنواره‌ها که برگزاری مطلوب آنها در گرو هماهنگی مسئولین استانی است، معیار ارزیابی میزان هماهنگی و همداستانی مسئولین ادارات و سازمان‌های مختلف برای برگزاری آبرومند یک رویداد فرهنگی است و عمق دغدغه‌ی آنها را برای تعالی جایگاه استانشان به نمایش می‌گذارد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
از عید چه می‌دانیم؟
بینوایان را دریابیم
در کنار خیابان مردی نشسته با کلنگی ایستاده در روبه‌رو و چشمی نگران به اطراف که کی یک صدایی، التفاتی، کاری مثل کندن چاه و یا حفر کانالی برای لقمه نانی.
***
در کنار خیابان، جوانانی سه تایی در هم گره خورده‌اند شاید با نفس گرم شوند در سرما و اتومبیل‌هایی که با سرعت می‌گذرند مثل برق، اتومبیل‌های آنچنانی که درونشان از بیرون غافل است و عبورشان جز آلودگی هوای ناقابل.
***
در کنار خیابان زنی ایستاده با چادر و مقنعه و چشمانی نگران، دسته گلی در دست منتظر قرمز شدن چراغ راهنما و اتومبیلی که شاید نگاهی و آن وقت تلنگری به شیشه و نشان دادن دسته گلی اگر خانم اراده کند و شوهر خریدار باشد بی‌چانه.
*** (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
پیام های روشن یک جمع بندی
شاید تاکنون شنیده باشید که گاهی یک مسئول می گوید با وجود فلان شخص در فلان پست و سمت دیگر جایی برای من نیست و به قول معروف یا من یا او ؛ در واقع آنچه موجب بی علاقگی دو مسئول ناهمخوان برای انجام کاری مشترک در یک اداره و سازمان می شود عدم هم کفوی آنها در نگرش، تخصص و انگیزه است [این موضوع غیر از موازی کاری هایی است که خارج از چارچوب های رسمی صورت می گیرد] طبیعی است که این دو نفر نتایج تلاش های یکدیگر را خنثی می کنند لذا یکی از آنها ترجیح می دهد شخصیت و دیدگاه خود را وجه المصالحه ی برخی بازی ها قرار ندهد.
اصولا ناهمخوانی و تزاحم و ناسازگاری آفت پیشبرد امور کشور است. البته منظور این نیست که همه باید یک جور فکر کنند زیرا در این صورت هم پیشرفتی حاصل نخواهد شد. مقصود این است که افراد شاغل در یک اداره و سازمان باید ضمن برخورداری از شایستگی های لازم برای انجام کار، انگیزه ی مشترکی نیز داشته باشند. هر چند از این جهت که دو فرد رقیب، رفتار یکدیگر را رصد می کنند، این امر به مدیر بالادستی کمک می کند تا بر جزئیات رویدادهای حوزه ی کاری اش با توجه به گزارش هایی که از رقبا دریافت می کند، اشراف داشته باشد اما رقابت باید معطوف به انجام کار درست باشد. فاجعه زمانی رخ می نماید که وقتی می بینیم مسئول منسوب به حزب رقیب در حال نتیجه گیری از اقدامات خود در راستای رفاه مردم و امنیت کشور است با یک اقدام ویرانگر رشته هایش را پنبه کنیم. این بدان می ماند که وقتی می بینیم همبازی ما در تیم ملی موقعیت گلزنی دارد به دلیل عضویت او در تیم باشگاه رقیب، با یک اقدام خودسرانه مانع گلزنی او شویم. این که گفته می شود احزاب و گروه های سیاسی در ایران رفتاری کودکانه دارند به همین بازی های نفرت انگیز برمی گردد که از ناپختگی گروه های سیاسی و بیگانگی آنها با میهن دوستی حکایت دارد. ما در بسیاری موارد در نقد ها و پایش ها نیز رفتاری منصفانه نداریم . منصف کسی است که حتی اگر دشمنش هم حرف درستی زد بر آن صحه بگذارد چه رسد به کسی که هموطن اوست و دنبال انجام کار مردم است. (ادامه…)