سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
اهرم قانون
اگر بخواهیم دلایل متعدد تغییر سبک زندگی را دسته‌بندی کنیم بخشی از آنها با ارتقای فرهنگ اجتماعی، بالا رفتن متوسط سن افراد تحصیلکرده و همچنین الزامات زندگی در عصر سرعت و ارتباطات پیوندی معنادار پیدا می‌کند و این گونه نیست که بتوان تمامی شاخص‌های سبک جدید زندگی را زیر سئوال برد. تغییرات رفتاری گاه ریشه در مهاجرت از روستا به شهر دارد و گاه فردی پس از ازدواج یا تحت تأثیر همسر و مسئولیت‌های جدیدی که برای خود تعریف کرده نحوه‌ی رفتار خود را تغییر می‌دهد. روشن شدن ذهن و آوار شدن باورهای غلط پس از کسب آگاهی‌های جدید نیز به تغییر سبک زندگی می‌انجامد ضمن این که امکان برقراری ارتباط روزآمد با جهان بر سرعت تغییر رفتارها افزوده است. این که برخی با حالتی حق به جانب چنین تغییر رفتارهایی را برنمی‌تابند شاید به این دلیل باشد که چنین تغییراتی میدان را از آنها گرفته و دکانشان را تخته کرده و دیگر قادر به عوام‌فریبی و سرکیسه کردن مردم ساده‌لوح نیستند. نگرانی‌ها در این خصوص تنها زمانی قابل اعتناست که تغییرات صورت گرفته در سبک زندگی با تعالی فرهنگی، توسعه و منافع ملی در تضاد باشد.
اصولاً ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که بسیاری از شاخصه‌های مبتنی بر حاکمیت فرهنگ شفاهی را داراست که یکی از نشانه‌های آن تقدم عرف بر شرع و قانون است‌. عرف به چارچوب‌های شکل گرفته در مناسبات اجتماعی اطلاق می‌شود که بعضاً هیچ خاستگاه شرعی و قانونی ندارد. برای نمونه در گذشته به غلط می‌گفتند که عقد پسرعمو و دخترعمو را در آسمان‌ها بسته‌اند اما با کمی دقت در فرآیند مناسبات اجتماعی و درهم تنیدگی آن با اقتصاد متوجه می‌شویم کسانی که دغدغه‌ی حفظ املاک و زمین‌های خانواده خود را داشتند روی این باور پافشاری می‌کردند چرا که وقتی دخترعمو و پسرعمو با یکدیگر ازدواج می‌کردند زمینی که از پدران خود به ارث می‌بردند دوباره به همین خاندان باز می‌گشت و یکپارچه می‌ماند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
به بهانه روز پرستار
شب از نیمه گذشته بود و سرما بیداد می‌کرد. وقتی کودک تب‌دار پیچیده در پتو از پس چند روز بیماری آخرین نفس‌ها را به قلب تپنده‌اش گره زده بود پرستار با تنی خسته و چشم‌های خمار که سه روز دیده بر هم نگذاشته بود در راهروی سرد درمانگاه کودک را در آغوش گرفته و زیر چادر مراقبت می‌کرد تا بادی که مدام سوز سرما را به سر و صورتش نشانه می‌رفت او را نیازارد.
تاریکی و وحشت از مرگ و عبث بودن تلاش‌های شبانه روزی‌اش موجی از غم و یأس شده بود که بر روح و روانش سایه انداخته بود.
هر قدمی که بر می‌داشت با آن هراس و شتاب در دلش زمزمه‌ای می‌کرد.
آه اگر دکتر نباشد! اگر نتواند کاری کند! اگر دارو جواب نداد، چه کنم؟
ستارگانی که از پشت ابرهای سیاه چشم بر این تلاش گشوده بودند آن شب را هرگز فراموش نمی‌کنند.
در آن شب و شب‌های سخت زمستان‌های فراموش نشده. وقتی پدر در خدمت سربازی بود و هیچ خبری از او نرسیده بود. من مرگ را تجربه می‌کردم و آن پرستار بدون حقوق در تمام وقت زندگی جوانی‌اش مراقب مهربان همیشه بود که جا دارد اینک از آن زن باوقار مسئولیت‌پذیر یاد کنم.
او مادر من بود …
و اما بعد: (ادامه…)

طنزواره
اسماعیل عسلی- سردبیر
ریش جنبانی در چالشی ناموسی
پیشنهاد برگزاری رفراندوم برای تعیین تکلیف حجاب آن هم از سوی یکی از شخصیت‌های منسوب به طیف اصولگرا در گرماگرم مباحث اقتصادی، چالش‌های بودجه‌ای و بدعهدی اروپایی‌ها برای راه‌اندازی حساب ویژه‌ای جهت دور زدن تحریم‌ها چندان به چشم نیامد. البته این آقای علی مطهری که بسیاری او را در صدر فهرست اصولگرایان عاقل جای می‌دهند از زمانی که احمدی‌نژاد با هدف اعلام موجودیت یک بمب نوترونی را به قصد تخریب صدر تا ذیل اصحاب قدرت برای عبرت مورخین در جمع آبادگران آزمایش کرد مشغول خالی کردن کشتی آب گرفته‌ای است که پرشماری روزنه‌هایش آن را به غربال تبدیل کرده است. ناگفته نماند که جریان اصولگرایی از بدو ظهور و خودنمایی تاکنون چندین بار دچار انشعاب و جرح و تعدیل و قبض و بسط شده و رنگین‌کمانی از جریان‌های کنشگر در دایره‌ی قدرت را در خود تعبیه نموده به طوری که در هر مقطع انتخاباتی و بزنگاه سیاسی با فوجی از توابین روبه‌رو می‌شود که نفس لوامه‌ی آنها دچار بیش فعالی گردیده و می‌خواهند با یک دست چندین هندوانه را بلند کنند و به موازات حراست تمام قد و ششدانگ از نظام هوای اخلاق را هم داشته باشند و نشستن گرد و غبار بر چهره‌ی دلربای ارزش‌ها را نیز برنمی‌تابند و از قوم و خویش بازی هم بدشان نمی‌آید اما در عین حال با آفتاب مهتاب کردن به شیوه‌ای کج‌دار و مریز سخنانی بر زبان می‌آورند که برای فهم درست آن باید به لغت‌نامه‌های نسخه‌برداری شده در عصر یخبندان مراجعه کرد. این طیف تشنه‌ی خدمت برعکس اصلاح‌طلبان که سال‌هاست آب در هاون می‌کوبند و مشت بر سندان می‌زنند و با بهره‌گیری از خیزابه‌های سونامی افکار عمومی مبادرت به جابه‌جایی‌های هدفمند می‌کنند و گاه به دل دریا می‌زنند و گاه در ساحل حمام آفتاب می‌گیرند و حرف‌های مردم‌پسند می‌زنند، دائما مشغول کفگیرگردانی در آش شلم شوربایی هستند که تنها بخاری از آن بلند می‌شود و دیگر هیچ. (ادامه…)