سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
به کدام روسفیدی؟!
گاهی اصرار بر تداوم روشی ناکارآمد در بودجه‌ریزی تحت تأثیر فشارهای خارج از دایره‌ی دولت و برای راضی نگه داشتن طیف‌هایی که از رهگذر ادعای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مقرری دریافت می‌کنند، عدم توجه کافی به موضوعات مهم را در پی دارد. دقیقاً مثل این که ما برای درمان عضوی نه چندان مهم از بدن بدون توجه به پیوند سازواره‌ای آن با سایر اعضاء مبادرت به مصرف داروهایی کنیم که زیان ناشی از مصرف آن به ضایعات گوناگون برای برخی از اعضای حیاتی می‌انجامد. با نگاهی گذرا به اختصاص بودجه‌ی هر ساله به برخی مؤسسات ظاهراً پژوهشی و تبلیغاتی که اخیراً دولت روحانی هوشیارانه اصرار خاصی به علنی شدن ریز بودجه آنها از خود نشان می‌دهد، متوجه می‌شویم که دولت و مجلس از یک سو قادر به مقاومت در برابر فشارهای بیرونی برای معقول و منطقی کردن بودجه نیستند و ناگزیر به ریخت و پاش‌های غیرضروری می‌شوند و از سویی دیگر برای نمونه با کسری بودجه برای تسویه بدهی‌های خود به بازنشستگان روبه‌رو هستند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
بی‌ثباتی خاورمیانه جدید تا کی؟
اگر زمین آنطور می‌چرخد که نقطه ثقل آن عربستان باشد و این چرخش مسیر نفت و گاز را به سمت جنوب غربی آسیا متمرکز کند جنگ نفت ادامه می‌یابد و نگاه غرب و شرق پیوسته به این قسمت از کره زمین دوخته خواهد شد. زیرا حرکت اتومبیل‌ها، هواپیماها، کشتی‌ها، تحرک و کارایی کارخانجات و گرمایش و پخت و پز غذاها همه و همه فعلاً در گرو وجود نفت است که اگر چنین نمی‌بود این همه جنگ و کشتار و غارت و تهاجم و تهدید را شاهد نبودیم.
آری نفت. همان که برای بسیاری طلاست و برای ما مسلمان‌ها بلا.
و اما بعد:
هر چند محمد مصدق نفت را ملی کرد و به ظاهر دست استعمار پیر انگلیس را از چاه‌ها و تأسیسات نفتی ایران کوتاه نمود اما محمدرضا پهلوی میراث نفت ملی را به همان شکل هزینه کرد که آمریکا و انگلیس در پی آن بودند. اسلحه بخر تا در امان بمانی. کارشناس خارجی بیاور تا از تو حق توحش بگیرد.
کشور را در اختیار بیگانه قرار ده تا تمامی توانایی‌های معدن و ذخایر کانی تو را شناسایی کند و به نام عمران و آبادی و تجدد‌خواهی هویت ایرانی‌ات را خدشه‌دار نماید و چنان دستت زیر سنگ آنها باشد که وقتی تاریخ مصرفت تمام شد با پای خود کشور را ترک کنی و بروی آنجا که عرب نی انداخت.
آری خاورمیانه جدید بعد از انباشت ذخایر ارزی کشورهای نفت‌خیز عربی و ما می‌باید به انبار باروتی تبدیل شود که فقط یک شعله کبریت برای انفجار آن کافی باشد.
وقتی در اینترنت میزان ذخایر ارزی چین، عربستان و امارات به عنوان سه کشور ثروتمند جهان ثبت شد آمریکا و کشورهای غربی در اندیشه‌ای سیر کردند که چگونه می‌توان این گنج‌های آشکار و پنهان را از آن خود کرد.
طرح یک جنگ فرسایشی با دامن زدن به اختلافات قومی، دینی و مذهبی بین ملت‌ها و تحریک سران گماشته و مزدور برای مقابله با اعتراضات به نام حفظ امنیت و موقعیت همان شد که آنها سال‌ها در پی آن بودند. «تفرقه بیانداز و حکومت کن» (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سونامی نابجایی‌ها
هر گاه واقعه‌ی دلخراشی بازتاب وسیعی در رسانه‌ها و افکار عمومی پیدا می‌کند و رد پایی از کوتاهی و قصور مسئولین در رده‌های گوناگون به چشم می‌خورد برای ایجاد انتظار در افکار عمومی و پایین کشیدن شعله‌ی نارضایتی مردم، هیأت تحقیق و تفحصی شکل می‌گیرد و با بازجویی‌ها و بازداشت‌هایی همراه است تا افکار عمومی متقاعد شود که پیگیری‌ها در جریان است و مقصرین به جزای اعمال خود خواهند رسید. اما انتظار طبیعی این است که عملکرد هیأت‌های تحقیق و تفحص به گونه‌ای باشد که به تدریج شاهد کاهش تلفات انسانی در بلایای طبیعی و یا حوادث ناشی از خطای انسانی و اشکالات فنی باشیم. فرقی نمی‌کند که تلفات ناشی از عدم استحکام ساختمان‌ها در جریان زلزله باشد یا خروج قطار از ریل و آبگرفتگی خانه‌ها در جریان سیل و کشته شدن دانشجویان در واقعه‌ی واژگونی اتوبوس و … هر چه باشد به نوعی نشان دهنده‌ی پایین بودن ضریب امنیتی مردم در سوانح و حوادث غیرمترقبه است. نکته‌ی ظریفی که گاه توجه همگان را به خود جلب می‌کند این که وقتی مشابه چنین حوادثی در برخی کشورها اتفاق می‌افتد آمار تلفات تا این اندازه بالا نیست. طبیعتاً بخشی از علت آن به فرهنگ عمومی باز می‌گردد که مردم به خاطر فقدان آگاهی و آموزش ندیدن، در زمان وقوع حوادث احساس بلاتکلیفی می‌کنند و هر کسی بر اساس تشخیص خود و تنها برای نجات خود اقدام می‌کند در حالی که وجود هماهنگی و هدایت‌پذیری قبل و بعد از حادثه یکی از اصول پدافند غیرعامل است. این که گاهی مردم به دلیل عدم رعایت برخی اصول ایمنی نظیر بستن کمربند یا رعایت ظرفیت خودروها و احداث ساختمان در مسیر رودخانه به شکل خودخواسته‌ای خود را در معرض خطر قرار می‌دهند نشان دهنده‌ی فقدان نظارت از سوی نهادهایی است که وظیفه‌ی آنها پایش ضریب امنیت جامعه است. جای شگفتی است که چرا تکرار چنین حوادثی هم برای مردم و هم برای مسئولین عبرت‌آموز نیست. (ادامه…)