سرمقاله
محمد عسلی
پول ملی
طلا یا بلا؟
اگر پول و دارایی هر کس بستگی داشته باشد به میزان توانمندی و زحمات وی، پول ارزش جان و تن آدمی دارد. اما افسوس که چنین نیست زیرا بسیاری از ثروتمندان بدون زحمت و رنج پولدار شده‌اند.
در هر صورت پول چه در نزد شاه باشد چه در نظر گدا، باید بیان کننده ارزشی باشد که روی آن قید شده است.
اینک سؤال این است چرا پول ملی ما در برابر ارزهای خارجی کم‌بها شده است؟ مگر پشتوانه پول ملی طلا، جواهرات، ذخایر ارزی، نفت و کالاهای صادراتی نیست؟ مگر معادن، موقعیت‌های تجاری و بازرگانی، میزان صادرات غیرنفتی و نهایتاً صنایع نمی‌توانند پشتوانه پول ملی باشند؟
آیا دلار و دیگر ارزهای معتبر جهانی مانند یورو، درهم، ریال سعودی، ین، روبل، یوان و دیگر ارزهای معتبر از پشتوانه صنعت، کشاورزی، خدمات و نهایتاً میزان طلا و جواهرات ذخیره شده برخوردار نیستند؟
اگر چنین است میزان دارایی، توان صنعتی و طلاهای موجود در اختیار دولت و مردم چندین برابر بیشتر از رژیم قبلی است پس چرا مدام، ریال پول ملی ارزش خود را از دست داده است؟
کافی است به تعداد اتومبیل‌های فعلی مردم نگاه کنیم. با یک حساب سرانگشتی متوجه می‌شویم که چند صد برابر اتومبیل‌های قبل از انقلاب است.
وضعیت مردم هم به لحاظ ساخت و سازها و استفاده از امکانات و تجهیزات خانگی، البسه، بهداشت و امثالهم قابل مقایسه با گذشته نیست.
چه کسی به یاد دارد که ظرف چند ساعت در رژیم گذشته مردم توانسته باشند یکصد میلیارد تومان به حساب شرکت ایران خودرو برای خرید اتومبیل واریز نمایند؟ (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سخن این بود و ما گفتیم
نشانه‌های بی‌اعتمادی و ناباوری مردم نسبت به برخی از متولیان امور موضوعی نیست که قابل کتمان باشد. زمانی بود که یک توصیه ساده از سوی یک شخصیت سیاسی و مذهبی می‌توانست عزم عمومی را برای انجام هر کاری استحکام بخشد یا سخنرانی آمیخته به شعارهای انقلابی یک مسئول مردم را به وجد می‌آورد اما اکنون دیگر از آن همه شور و هیجان و امیدواری به افق‌های پیش رو خبری نیست. چرا؟ اگر بخواهیم برای توجیه این وضعیت تمامی وعده‌ها و سخنان مسئولین و مدیران را فاقد ارزش و دروغ بدانیم منصفانه قضاوت نکرده‌ایم چرا که حداقل آن بخش از سخنان مسئولین که نشأت گرفته از قانون اساسی و میثاق ملی است نمی‌تواند دروغ باشد. این که یک مسئول بگوید ما می‌توانیم بر تمامی مشکلات غلبه کنیم نیز حرف بیراهی نیست، تعریف و تمجیدهایی که در لابه‌لای سخنرانی‌ها توانایی مردم برای همراهی دولت به عمل می‌آید به موازات اشاره به پتانسیل‌های اقتصادی و ژئوپولتیک نیز مبنای علمی دارد. این که مردم به صرفه‌جویی در مصرف آب و برق و بهره‌برداری صحیح از نان و مواد غذایی توصیه می‌شوند عین مصلحت است. این که پست و مقام برای هیچ کسی ماندگار نیست را نمی‌توان انکار کرد. حال باید برای این پرسش اساسی پاسخی پیدا کرد که چرا گردانندگان کشور از توانایی لازم برای متقاعد کردن مردم در راستای تحقق آرمان‌های ملی برخوردار نیستند؟ شاید پاسخ این باشد که ظرف چند دهه‌ی گذشته همواره شاهد جابه‌جایی مسئولین در دایره‌ای بسته بوده‌ایم و چهره‌هایی تکراری گاهی نقش مدیر را ایفا کرده‌اند و گاهی نیز به عنوان لیدر یک حزب یا گروه به انتقاد از دولت، خواه اصولگرا و خواه اصلاح‌طلب پرداخته‌اند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
بازنده ها
این روزها با توجه به وضعیت اسفبار بازار، تهیه لباس فرم دانش‌آموزی به معضلی بزرگ خصوصاً برای خانواده‌های کم برخوردار تبدیل شده است. آنچه به این مسئله دامن می‌زند تغییراتی است که هر ساله برای تعیین رنگ این لباس‌ها صورت می‌گیرد. قابل کتمان نیست که لباس فرم خصوصاً برای دانش‌آموزان دختر از جهات مختلف حائز اهمیت است. یکی این که اندازه و میزان پوشش آن تضمین‌کننده‌ی رعایت چارچوب‌های مورد نظر آموزش و پرورش است و دیگر این که یکپارچگی و همگونی لباس‌ها مانع تفاخر و تنوع‌طلبی دانش‌آموزان برای رویکرد به پوشش‌های رنگارنگ و نامناسب می‌شود و حسن دیگر این لباس‌ها امکان تشخیص تعلق دانش‌آموزان به مدرسه یا مقطعی خاص است. در مورد دانش‌آموزان پسر نیز هر چند حساسیت‌ها در این سطح نیست اما نمی‌توان فواید آن را نادیده گرفت. در عین حال تمامی این توجیهات بدان معنا نیست که خانواده‌های کم برخوردار باید از این جهت تحت فشار باشند. نباید فراموش کرد که یکی از دلایل بی‌رغبتی خانواده‌ها به فرزندآوری دغدغه‌ی تأمین مایحتاج و مطالبات فرزندان است. ناگفته پیداست همان خدایی که روزی انسان را تضمین کرده، عقل را هم روزی انسان‌ها کرده تا بیاندیشند و متناسب با امکانات و توانایی مالی خود صاحب فرزند شوند زیرا در غیر این صورت فرزندآوری بدون اطمینان از داشتن توانایی برای تأمین غذا، بهداشت، مکان و امکانات تحصیلی و رشد، گونه‌ای کودک‌آزاری است. به راستی به دنیا آمدن کودکی که نهایتاً خیابان‌گرد و کارتن‌خواب و بزه‌کار می‌شود چه دردی از این مملکت دوا می‌کند!؟ تجارب تلخ مردم را ناگزیر به آینده‌نگری می‌کند. مردم امروز به سادگی مردم دیروز نیستند. (ادامه…)