سرمقاله
اسماعیل عسلی
همگرایی جهانی در سایه ارتباطات نوین
شاید بتوان دگرگونی در ارتباطات را با ظهور صنعت چاپ در اروپا مقایسه کرد از این جهت که هر دو بر محدویت‌های بی‌شمار خط بطلان کشیدند. تا پیش از اختراع صنعت چاپ کتاب مقدس در اختیار کلیسا بود و گردانندگان کلیسا تفسیر و تحلیل آن را نیز در انحصار گرفته بودند و متناسب با نوع کار و انتظاری که از مردم داشتند بندهایی از کتاب عهد جدید یا عهد قدیم را می‌خواندند و شأ ن نزول آن را نیز خودشان تعیین می‌کردند. سایر کتاب‌ها نیز معمولاً در کتابخانه‌های وابسته به دربار نگهداری می‌شد چرا که حجم کتاب‌ها مکان بزرگی را طلب می‌کرد و نسخه‌برداری از روی آنها نیز مستلزم صرف هزینه بود که از عهده‌ی مردم عادی بر نمی‌آمد. طبیعی بود که دانشمندان و هنرمندان و نویسندگان نیز برای برخورداری از حمایت دربار که هزینه چاپ و صحافی و نگهداری و نسخه‌برداری از روی آثار آنها را قبول می‌کرد ناگزیر به تعریف و تمجید از پادشاهان و بزرگان کشور باشند و چه بسا اثر خود را به نام آنها بنویسند. در همین راستا رقابتی که بین دربارها برای در اختیار گرفتن دانشمندان و هنرمندان وجود داشت به تأسیس کتابخانه‌های چند هزار جلدی می‌انجامید و در موارد زیادی اتفاق می‌افتاد که نسخه‌برداران مطابق سلیقه‌ی خود در متن و محتوای یک اثر دست می‌بردند. بیهوده نیست که پس از اختراع صنعت چاپ شاهد تحولی عظیم در دانش و صنعت و فلسفه و تجدید نظر پیرامون برخی باورها هستیم. چرا که نویسندگان دیگر ناگزیر نبودند برای تکثیر کتاب خود مجیزگوی بزرگان باشند و هزینه و وقت زیادی صرف کنند و به تدریج از میزان وابستگی هنرمندان و نویسندگان و حتی متولیان دین به مراکز قدرت کاسته شد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
چرا مذاکره نمی‌کنیم؟
می‌گویند و می‌نویسند و نشان می‌دهند که چقدر مذاکره خوب است. مذاکره از جنگ و دشمنی جلوگیری می‌کند و طرفین با حفظ منافع ملی خود به توافق می‌رسند.
مثال می‌آورند که اگر سلطان محمد خوارزمشاه با فرستادگان مغول به دوستی رفتار می‌کرد و غایر خان آنها را نمی‌کشت جنگ بین مغولان و ایران اتفاق نمی‌افتاد.
و یا اگر شاه اسماعیل با سلطان عثمانی توافق می‌کرد در چالدران شکست نمی‌خورد تا از آن غصه دق کند و بمیرد.
در فضاهای مجازی هر کس به زعم خود قضاوتی می‌کند و دلمویه‌هایی را درج می‌کند بسیاری از خوانندگان این مطالب هم به به و احسنت می‌گویند و در این تردید می‌مانند که چرا وقتی ترامپ در زمان سفر ریاست جمهور ما به سازمان ملل ۸ بار تقاضای مذاکره می‌کند پاسخی به آن داده نمی‌شود؟
و اما بعد:
مذاکره اصالتاً خوب است تفاهم با مذاکره به دست می‌آید و توافق حاصل می‌شود. بسیاری از مواقع هم مذاکره بی‌اثر می‌ماند و جواب نمی‌دهد.
آنچه در این میان مهم است، طرفین مذاکره و خواسته‌های آنان است که باید قبل از ورود به مذاکره به آن توجه کرد.
مذاکره وقتی منافع دو طرف را تضمین می‌کند که یکی از طرفین قدرت سیاسی و نظامی خود را به دیگری تحمیل نکند و در این اندیشه نباشد که طرف دیگر را در مذاکره مغلوب کند و همه امتیازات را برای خود بخواهد. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
شاید
در حالی که جامعه‌ی ما بحران بی‌سابقه‌ی اقتصادی را تجربه می‌کند، تحلیل‌های رسانه‌ای جذابیت زیادی برای مردم ندارد زیرا در هیچ یک از این تحلیل‌ها به دلایل اصلی و مقصرین واقعی و نام آنها اشاره‌ای نمی‌شود. جالب اینجاست که در چنین شرایطی راه‌حل‌های گوناگونی که دولت برای خروج از تنگناها پیشنهاد می‌دهد در فاصله‌ی کوتاهی با تمهیداتی عجیب و غریب خنثی می‌شود و به آشفتگی‌ها دامن می‌زند. گویی که دولت‌های چند لایه‌ای تلاش‌های یکدیگر را خنثی می‌کنند. این که مردم توفیق پیدا نمی‌کنند چهره‌ی محکومین و متهمین را ببینند و دفاعیات آنها را بشنوند به شائبه‌هایی دامن می‌زند که مؤلفه‌های اصلی را در تیررس نگاه‌های سرشار از پرسش قرار می‌دهد. بر همین اساس برخی تصور می‌کنند که رشته‌ی کارها از دست به در شده و بازار مانند اسبی چموش که افسارش را رها کرده باشند به هر طرف می‌تازد. سخن آقای جهانگیری مبنی بر این که در هر شرایطی اجازه نخواهیم داد مردم در تأمین کالاهای اساسی دچار مشکل شوند نشان می‌دهد که دورنمای پیش رو حتی از نگاه کسانی که مسئول مدیریت اوضاع هستند غبارآلود است.
غیر واقعی توصیف کردن آمارها و حباب جلوه دادن قیمت دلار و سکه آن هم برای چندمین بار از درجه‌ی اعتماد مردم نسبت به مصاحبه‌های رسمی کارشناسان اقتصادی دولت کاسته و هجوم مردم به بازار برای تبدیل نقدینگی خود به ارز و طلا و خودرو و حتی برخی از کالاهای اساسی انبار صادرکنندگان و واردکنندگان را به محل دپوی انواع کالاها تبدیل کرده به طوری که همین امروز چهارشنبه گفته شد که ۶۰ میلیارد دلار کالای وارداتی در انبارها دپو شده است و توصیه‌های مسئولین به مردم و بازرگانان و تجار و کسبه برای مهار بحران نیز به افعال معکوس شباهت دارد که برعکس آن عمل می‌شود. این که رئیس جمهور بارها تکرار می‌کند که انبارها از انواع کالاهای مصرفی انباشته و نیازی به هجوم مردم به بازارها نیست و در عین حال باز هم مردم بدون اعتنا سعی در تبدیل پول خود به کالا دارند چه معنایی دارد؟ (ادامه…)