سرمقاله
اسماعیل عسلی
لزوم چابکی ناوگان اتوبوسرانی در شیراز
یکی از راه‌های متقاعدسازی مردم برای استفاده کمتر از وسایل نقلیه شخصی این است که ناوگان حمل و نقل عمومی چابک، منظم، برخوردار از هوای مناسب در تابستان و زمستان و همچنین امن و بدون دغدغه و از همه مهم‌تر پوشش‌دهنده‌ی تمامی مسیرهای مورد انتظار شهروندان باشد. اما تمامی این موارد هر کدام نیازمند بستری مناسب است. در خصوص چابکی و منظم بودن ناوگان اتوبوسرانی باید گفت: تا زمانی که مسیر ویژه‌ای برای حرکت اتوبوس‌ها در نظر گرفته نشود نه در بحث چابکی و سرعت مناسب به نتیجه مطلوب می‌رسیم و نه برای دقیق بودن زمان توقف در ایستگاه‌ها تضمینی وجود خواهد داشت. از طرفی با توجه به این که بخش‌های قابل توجهی از خیابان‌های قدیمی شیراز عرض مناسبی برای اختصاص دادن مسیر ویژه اتوبوس ندارند و اگر کل مسیر را هم به صورت ویژه تعریف کنند مردم و کسبه با مشکل مواجه می‌شوند هم اینک که مسئولین برای ساخت و ساز در بافت تاریخی شیراز برنامه دارند باید به فکر پیش‌بینی مسیرهای ویژه برای اتوبوس‌ها باشند. در شهر ایروان مرکز کشور ارمنستان که ساخت و سازهای چندان مدرنی هم وجود ندارد و بیشتر سازه‌هایش قدیمی است مسیرهای ویژه‌ای برای اتوبوس‌های برقی در نظر گرفته‌اند و نکته جالب در مورد کرایه اتوبوس آنجا نیز این است که میزان آن حدود یک دهم کرایه تاکسی است و همین امر مردم را ترغیب می‌کند برای موفقیت در مدیریت درآمد خود ترجیحاً حتی برای مسیرهای کوتاه هم از اتوبوس استفاده کنند. پر واضح است اتوبوس‌های واحد در صورتی که ناگزیر به استفاده از مسیرهای عمومی باشند قادر به تنظیم زمان حضور خود در ایستگاه‌ها نخواهند بود. از این جهت وجود مسیرهای ویژه برای حرکت اتوبوس‌ها هم روی سرعت و هم روی زمان‌بندی تأثیر مستقیم دارد ضمن این که شهروندان با احساس آرامش می‌توانند وقت خود را برای رسیدن به ایستگاه اتوبوس و حتی ایستگاه‌های بعدی در صورت تغییر مسیر تنظیم کنند. نباید انکار کرد که یکی از دلایل وجود نظم و ترتیب در برخی کشورهای توسعه یافته از طریق وسایل حمل و نقل نظیر اتوبوس‌های شهری، قطار، مترو و هواپیما نهادینه شده است. وقتی مردم بدانند که رأس ساعت معینی باید برای استفاده از امکانات و خدمات شهری در مکانی مشخص حاضر باشند وقت خود را مدیریت می‌کنند و به تدریج چنین نظمی در تمامی امور زندگی گسترش پیدا می‌کند! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
از ماست که بر ماست
محافل خصوصی و محفل‌های فضاهای مجازی از شرح حال گرفته تا بیان قال همه سیاسی شده‌اند. همه از سیاست حرف می‌زنند. همه شکوه دارند. همه دردمندند. همه از همه چیز می‌نالند و هر روز بهانه‌ای برای نالیدن، اعتراض، ترویج ناامیدی و نهایتاً اندکی از تسلیم در برابر زور حرف می‌زنند زیرا مهمترین رکن نارضایتی‌ها، افزایش نرخ دلار، سکه، طلا و بسیاری کالاهایی است که هر چند مصرف روزانه و ضروری ندارد اما تأثیر خود را بر نان، آب، برق، گاز و نهایتاً کاهش ارزش پول ملی گذاشته است. گویی که ناف همه به دلار بسته است نه فقط برای آنان که چشم بر ارز مسافرتی دوخته‌اند بلکه برای قصاب محل هم که گوسفند را نفسی می‌خرد مهم شده است که به هر نفسی که فرو می‌رود افزایشی است و چون بازگردد افزایشی دیگر.
و اما بعد:
از زمان شروع انقلاب اسلامی تا پیروزی و بعد از آن و تا به اینک شاهد کاهش ارزش پول ملی بوده‌ایم، پولی که تکیه بر ارز خارجی داشته و وابستگی آن به دلار از دل نفت درآمده است گویی پشتوانه صنعت، معدن، تولیدات کشاورزی و خدماتی و صادراتی کالاها و مواد غیرنفتی هیچ تأثیری بر ثبات ارزش پول ملی نداشته‌اند و فقط درآمدهای نفتی و روابط حسنه با آمریکا بوده است که چون کشور ایران را همانند کشورهای عربی نفت‌خیر زمانی جزو لاینفک خود می‌دانسته ارزش پول ملی ما را نیز حفظ کرده است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
گر حکم شود که مست گیرند …
گفته‌اند: تخم مرغ دزد، شتر دزد می‌شود. دزدی مطلقاً در شرع اسلام و در قوانین بین‌المللی و نیز در ادیان و مکاتب دینی و مذهبی ملی زشت، ناپسند، مذموم و همگان از آن منع شده‌اند…
در عرف قبیله‌ای ممکن است بعضی از دزدی‌ها مانند دزدی گوسفند، اسب و استر نشانه‌ای از شجاعت و دلیری محسوب شود. اما در عرف اداری و تجاری نه… نفس دزدی زشت و ناپسند است خواه دزدی یک دانه گردو باشد و یا چند میلیارد تومان.
متأسفانه نوع زندگی امروزی و تحولاتی که در تعاملات اجتماعی به وجود آمده بعضی از دزدی‌ها، اختلاس‌ها، دستبردها و کف زدن‌ها را رواج داده تا آنجا که بسیاری از اینکه دست به دزدی نزده‌اند خود را مغبون می‌بینند.
حکم قرآنی عمل دزدی قطع دست است. «السارق و السارقه فقطع ایدیهما…»
اسلام برای جنسبت استثناء قائل نشده مرد و زن اگر دزدی کنند مجازات می‌شوند.
و اما بعد: (ادامه…)