سرمقاله
اسماعیل عسلی
گشت و گذاری در فضای تکریم ارباب رجوع
گاهی ما با واژه‌ها و الفاظ بازی می‌کنیم بدون این که درکی واقع‌بینانه از آن داشته باشیم. همین که اصطلاحی یا واژه‌ای گنجانیده شده در ماده یا تبصره‌ای قانونی بر سر زبان‌ها افتاد عده‌ای پشت سر هم آن را تکرار می‌کنند. فراوانی کاربرد اصطلاحات و عباراتی چون “اصل ۴۴ قانون اساسی”، “شفاف‌سازی”، “اقتصاد مقاومتی”، “کار جهادی”، “عملیاتی کردن”، “کار فرهنگی” و “تکریم ارباب رجوع” در گفتمان‌های رسمی و اداری و اخبار رسانه‌ها توسط کسانی که کمترین پایبندی به آنها را ندارند نشان می‌دهد که الصاق بسیاری از دستورالعمل‌ها در ویترین ادارات و سازمان‌ها و مدارس تأثیر زیادی بر کیفیت کارها ندارد. برای نمونه اگر بخواهیم مصادیق عدم رعایت “تکریم ارباب رجوع” را در مدارس مورد بررسی قرار دهیم به نتایج درخشانی می‌رسیم. امروز صبح یکی از شهروندان شیرازی با روزنامه عصر مردم تماس گرفت و گفت: همسرم برای گرفتن کارنامه‌ی فرزندم در یکی از مدارس منطقه‌ی سراج به مدیر و معاون مدرسه مراجعه کرده و به او گفته‌اند برای دریافت کارنامه‌ی فرزندت باید دویست هزار تومان بدهی. این شهروند عصبانی می‌گفت مگر تحصیل رایگان نیست چرا من باید چنین پولی را بپردازم پاسخ شنیده بود که برو به هر کجا هم که می‌خواهی شکایت کن!
آیا شأن و جایگاه یک آموزشگاه دولتی که وظیفه‌اش تربیت دانش‌آموز است (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
فرهنگ‌سازی کنیم قبل از تحولات اقتصادی
اقتصاد، علم، دانش و تجربه مبادلات مالی است که تحت تأثیر وقایع و رویدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی قرار می‌گیرد. اولین ضربه‌ای که به اقتصاد کشور وارد می‌شود جنگ فرسایشی است که کشور ما به مدت ۸ سال آن را تجربه کرده است و جنگ‌های نیابتی و کمک‌های مالی از این طریق نیز بی‌تأثیر در تحولات سیاسی و و اقتصادی نیست.
متکی بودن به درآمد نفت به عنوان تکیه‌گاه درآمدزایی پایه‌ای در برابر تهدیدات خارجی و باج‌خواهی‌های دول غربی به علت وابسته بودن بعضی از ساختارهای صنعتی کشور به واردات نوعی آسیب‌پذیری درازمدت است که بعضی تهدیدات خارجی را به عنوان ضربه‌ای به اقتصاد عملی می‌کند.
کاهش و نوسانات درآمدهای ارزی و مالیاتی با توجه به رشد جمعیت در تصمیم‌گیری دولت برای تغییرات مقطعی در نحوه صرف بودجه بی‌تأثیر نیست. این تأثیرات را می‌توان در کاهش ارزش پول ملی و در راستای آن افزایش نرخ ارز، طلا و نهایتاً کالاهای وارداتی بیشتر احساس کرد. فشار سیاسی و اقتصادی و تهدیدات نظامی دولت‌های غربی از جمله آمریکا به هر بهانه‌ای در جوسازی برای اعتراض مردمی که از این وضع کج‌دار و مریز و گرانی بی‌وقفه متضرر می‌شوند نیز از طریق رسانه‌های مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای بر روی افکار عمومی بی‌تأثیر نیست.
تصمیمات عجولانه سیاسی و بی‌تدبیری‌هایی که بدون توجه به ضرر و زیان‌های حاصله از طریق نظام بانکی کشور و دیگر متولیان در مقاطع حساس تاریخی گرفته می‌شود و گاه و بیگاه نتیجه عکس می‌دهد نیز خود حکایت دیگری است که به داروی بی‌اثری ماننده است که عوارض جانبی آن بسیار بیشتر از اثرات درمانی آنست.
و ما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
به راستی چه خواهند گفت ؟
گاهی تصور می‌کنیم با گذشت زمان و دنیادیده‌گی و مطالعه‌ی تاریخ برخی از باورهای نادرست و سنت‌های ویرانگر دست از سر ما برمی‌دارد ولی ما به تنهایی نمی‌توانیم خود را از کلاف در هم پیچیده‌ی برخی باورهای غلط که با فرهنگمان درآمیخته است رهایی بخشیم. مثلاً همین پدیده‌ی آقازاده‌گی را در نظر بگیرید و ببینید چه بلایی بر سر این مملکت آورده است. از خروج میلیاردها دلار توسط این افراد به خارج از کشور گرفته تا نابسامانی‌هایی که به اقتصاد کشور تحمیل کرده‌اند و خودسری‌ها و دخالت‌هایی که در امور غیر مربوط به خود می‌کنند و جولانی که در تمامی عرصه‌ها دارند. اگر بخواهیم این بیماری که بیشتر به طاعون شباهت دارد را ریشه‌یابی کنیم باید به گذشته‌های دور برگردیم. در عهد باستان ثروت و قدرت و شهرت و همچنین شغل از پدر به پسر می‌رسیده تا آنجا که حتی جابه‌جایی از یک طبقه به طبقه‌ای دیگر یا غیرممکن و یا بسیار دشوار بوده است و همواره این تصور وجود داشته که تمام اعتبار و امتیازی که پدر به هر دلیل در دوران زندگانی خود کسب کرده به فرزندانش می‌رسد. شما وقتی شاهنامه را می‌خوانید متوجه می‌شوید که حتی اسبی که می‌تواند به سهراب سواری بدهد از تخمه‌ی رخش است و تنها کسی که می‌تواند رستم را به زمین بزند سهراب است که فرزند اوست. در جریان حمله اسکندر به ایران و کشته شدن داریوش سوم نیز چون برای ایرانی‌ها دشوار بود که بپذیرند اسکندر توانسته باشد ایران را شکست دهد بعدها اینگونه داستان‌سرایی کردند که اساساً اسکندر پسر فیلیپ نبوده و مادرش با یکی از شاهان ایرانی ارتباط داشته است!! می‌خواهم عرض کنم که این تفکر غلط که فضیلت‌ها و قدرت و ثروت از پدر به پسر می‌رسد ریشه در تاریخ دارد. پس از دو قرن سکوت ایرانیان همین که توانستند خود را از قید خلفای عباسی برهانند سامانیان تلاش کردند برای تحکیم جایگاهشان در نزد مردم، نژاد خود را به ساسانیان برسانند. در عین حال اگر چه این رویکرد قرن‌ها در ایران دنبال می‌شده اما حکمای این سرزمین که می دانستند مقاومت در برابر چنین باوری دشوار است و گاهی ناگزیر بودند پادشاهی پسری ۵ ساله را تحمل کنند و از طرفی به تجربه دریافته بودند که هر پسری الزاماً توانایی‌های پدر خود را ندارد به شاهان تفهیم کرده بودند که همواره باید مشاوری دانا و امین در کنار خود داشته باشند تا درباره‌ی مهمات و امور خطیر کشور با او رایزنی کنند. برای نمونه شخصی مانند بزرگمهر در کنار خسرو انوشیروان قرار داشته یا در کنار ملک شاه سلجوقی خواجه نظام‌الملک بوده است. (ادامه…)