سرمقاله
اسماعیل عسلی
سواری بر امواج بی‌ثباتی
از همان ابتدای سال‌های انقلاب که زنگ تحریم‌ها به صدا درآمد عده‌ای در مسیر تنگناهای اقتصادی مردم دکان باز کردند و کوپن و کارت بنزین خودرو گرفته تا دلار و سکه برای عده‌ای نردبان ساخت تا بر بام ثروت و گاه قدرت صعود کنند و کاخ برتری ژن خود را در کنار کوخ‌نشین‌ها بسازند. داستان کوپن‌فروشی‌ها را کسی فراموش نمی‌کند و خرید کارت بنزین کسانی که خودرو مستهلک داشتند و یا استفاده زیادی از خودرو نمی‌کردند و یا چند خودرو داشتند. در جریان کمبود و گرانی دلار هم مردم معمولی دستشان به جایی بند نیست. قضیه کشف ۲ تن سکه طلا از خانه‌ی یکی از مفسدان اقتصادی تقریباً عمق این جنایات را نشان داد. آن حرام لقمه‌هایی که از رهگذر تحریم‌ها جیب خود را پر کردند می‌دانستند که هزاران بیمار خاص در این کشور به دلیل عدم دسترسی به دارو یا جان دادند و یا خانه و زندگی خود را برای خرید دارو فروختند اما این سوداگران بی‌همه چیز باز هم خواهان تداوم تحریم‌ها بودند و هستند. کسانی که با راه‌اندازی بانک‌های رنگارنگ مردم بیچاره و آزمند را فریفتند و سپرده‌های آنها را هاپولی کردند و هنوز هم در حاشیه‌ی امن قرار دارند و اسامی آنها منتشر نمی‌شود همان افرادی بودند که با سرمایه‌گذاری سپرده‌های مردم در انبوه‌سازی. قیمت خانه‌ها را به آسمان رسانیدند و گرانی مسکن را کلید زدند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
اگر دردم یکی بودی! چه بودی!
بر آنم که به بهانه روز قلم دلنوشته‌ای را تقدیم دارم به معترضین، منتقدین، مخالفین، به داراها و ندارها، به اجتماعات و منفردین، به سیاستمداران و متقاضیان و خلاصه به همه کسانی که به علت فقر و دارایی و سلامت و بیماری خواسته‌هایی دارند و فریادهایی از سر شور و شعور می‌زنند و به مقامات و مسئولان مملکت و همه کسانی که کنار گود ایستاده و به دولت می‌گویند “لنگش کن” و هم می‌دانند میدانداری و کشتی گرفتن با زورمندان چه قدر سخت و جانفرساست و هم نمی‌دانند زیرا کشتی نگرفته‌اند.
و اما بعد:
امروز فشارهای خارجی از تهدید و تحریم گرفته تا جنگ نظامی و رسانه‌ای در عملیاتی ناجوانمردانه که گندم می‌نمایند و جو می‌فروشند از جوانی و فشارهای داخلی که از کمبود آب گرفته تا تقاضای کباب و ارائه آمارهایی از جدایی پرشتاب و طلاق، از دست شدن توان و طاق همه بر سر دولتی است که به علت خیانت و پشت کردن ترامپ به رزمگاهی آورده شده که هم از درون ضربه می‌خورد و هم از بیرون.
مرسوم است وقتی در جامعه مورچگان و موریانه‌ها و زنبوران، ملکه مورد تهاجم قرار می‌گیرد زنبوران سرباز و کارگر بالاصاله و تحت تأثیر غریزه در برابر نیروهای خارجی گارد می‌گیرند و چه بسا خود را به کشتن می‌دهند تا ملکه زنبورها از هر گزندی سالم بماند. زیرا هویت و وجود زنبورها به حیات ملکه بستگی دارد. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
پاسخ او چه خواهد بود؟
برخی بر این باورند که:
گردانندگان نظام‌های عادی این امکان را دارند که وقتی احساس می‌کنند در یک بازه‌ی زمانی چندین ساله حکومت، چارچوب‌ها، راه‌حل‌ها، قوانین، نحوه‌ی اجرا و شیوه‌ی نظارت ایراد دارد و جوابگو نیست تلاش کنند با مراجعه به آرای عمومی، تغییر قوانین، انعطاف در خط مشی‌ها، خسارت‌ها را جبران نموده و راه به غلط رفته را بازگردند چرا که برای عذرخواهی، تغییر رویه، اقرار به اشتباه و همچنین قبول کاستی‌ها ناگزیر به تابوشکنی نیستند اما در نظام‌های مبتنی بر ایدئولوژی، از آنجایی که ترسیم خطوط اصلی حرکت به خدا نسبت داده می‌شود و خطوط فرعی نیز حاصل برداشت‌های مذهبی از دین است از این رو انعطاف به خرج دادن و جرح و تعدیل احکام، اصلاح دستورالعمل‌ها و تجدیدنظر در نحوه‌ی استخراج احکام ثانویه، کاری بسیار دشوار، گاهی غیر ممکن و در مواردی نیز با ترس و لرز و اما و اگر همراه است به همین دلیل در صورت وقوع بحران، تغییر مسیر و ترمیم قوانین اصلی نه تنها مطمح نظر نیست بلکه نکوهیده و ناپسند تلقی می‌شود؛ اما تا دلتان بخواهد می‌توان به نحوه‌ی اجرا ایراد وارد کرد چون فرض بر این است که چارچوب‌ها و قوانین بدون ایراد هستند و راه و مقصود و هدف نیز مقدس است بنابراین تنها چیزی که می‌ماند دقت در نحوه‌ی اجرای قوانین و نظارت بر آن است که مسئولیت آن بر دوش دولت و گاهی مجلس است و البته بیشتر دولت. اینجاست که می‌بینیم تمامی دولت‌ها صرف‌نظر از وابستگی‌های جناحی‌شان متهم به کوتاهی هستند و به ذهن کمتر کسی خطور می‌کند که از لزوم تغییر ساختار سخن بگوید. بدیهی است که در چنین شرایطی قبول مسئولیت، ریسک‌پذیری بالایی دارد و هر جناحی با هر برنامه‌ای دولت تشکیل دهد در تیررس انتقادهای شدید قرار می‌گیرد به این دلیل که نتوانسته برای تحقق ایده‌آل‌ها و آرمان‌ها و قوانینی که خدشه‌ناپذیر محسوب می‌شوند برنامه‌ریزی کند. (ادامه…)