سرمقاله
محمد عسلی
مدیرکل جدید فرهنگ و ارشاد فارس و مشکلات پیش رو
امروز با تأخیر قابل توجهی مراسم معارفه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس برگزار می¬شود.
آقای صابر سهرابی که در معاونت مطبوعاتی اداره کل چند سالی دارای تجربه کاری است و از کم و کیف مطبوعات فارس مطلع است و در نیمه سال ۱۳۹۶ هم که به عنوان مدیرکل روابط عمومی استانداری برگزیده شد و دستی هم بر آتش از شرایط و وضعیت کنونی ارتباطات کمی و کیفی استانداری فارس دارد.
با این وصف مدیرکل جدید در شرایطی بر کرسی مدیریت ارشاد فارس تکیه می¬زند که مطبوعات فارس و به ویژه روزنامه¬ها با مشکلات عدیده مالی مواجه¬اند و خیز گرانی کاغذ و سایر ملزومات چاپ نشریات و کتاب فعالیت¬های روزنامه¬نگاری و فرهنگی را تحت¬الشعاع قرار داده و روزنامه¬ها به کاهش صفحات، تیراژ و تعدیل کارکنان روی آورده¬اند.
و اما بعد:
خانه مطبوعات فارس هم چندان فعالیتی ندارد و تاکنون به جز تشکیل چند جلسه برای تقسیم کار و انتخاب هیأت مدیره نتوانسته کاری انجام دهد.
بسیج رسانه فارس هم بعد از تلاش¬هایی چند با مدیریت جدید اخیراً توانسته ترکیب اندیشه¬ورزان بسیج رسانه را در فارس انتخاب و در انتظار بماند تا احکام آنها صادر شود و برنامه¬های خود را شروع کند. (ادامه…)

پا به پا با مردم
از جمله ویژگی هایی که به ایجاد برند شخصیتی و هژمونی برای سیاستمداران می انجامد قاطعیت است به این معنا که یک صاحب منصب تلاش کند برنامه ریزی و رفتاری در راستای تحقق وعده هایش داشته باشد بدون این که از اهداف اولیه ی خود فاصله بگیرد. متأسفانه گاهی شاهد هستیم که این موضوع با کج فهمی مواجه می شود به گونه ای که برخی تصور می کنند قاطعیت به معنای اصرار بر مواضع و دیدگاه هایی است که قبلاً تجربه شده و مثمر ثمر نبوده است این کج فهمی از آنجا ناشی می شود که ندانیم و یا نخواهیم بپذیریم که اصولاً قاطعیت باید معطوف به هدف اصلی که تأمین منافع ملی است باشد نه تاکتیک و ابزار و خط مشی؛ چون ما دائماً با تغییر شرایط در دنیا مواجه هستیم و برای هر شرایطی باید برنامه ای متفاوت داشته باشیم با این شرط که تفاوت راهبردها و برنامه ها نباید اصل حفظ منافع ملی که فلسفه ی وجودی هر سیاستمدار است را خدشه دار کند. در دنیای سیاست هر امتیازی این قابلیت را دارد که در صورت عدم بهره برداری (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
رمضان و خودآزمایی
رمضان را در ۴ فصل تجربه کرده¬ایم و در گرما و سرما در روزهای بلند و کوتاه و شب-های احیاء و در راز و نیازگویی و حاجت¬طلبی پشت سر گذاشته¬ایم.
با آتش هیزم¬های تر و خشک در کومه¬های سرد و با نور شمع و پیه¬سوز و برق و گاز در فقر و غنا و در سختی و رفاه و خواندیم در عصر مشروطیت در آثار به جای مانده در کتاب نسیم شمال که می¬سرود:
«رمضان آمد و در سفره زارع نان نیست
در بر دختر او پیرهن و تنبان نیست…
همه آن است که انصاف در این ویران نیست»
رمضان را در صلح و در جنگ روزه¬دار بودیم؛ با نان و تره و اندکی ماست و دوغ و با سفره¬های رنگین در کنار هم و در جمع اقوام و یاران و در تنهایی و کهولت و پیری.
آری بسیار آدم¬های خداشناس و خدانشناس آمدند و رفتند و در خاک خفتند؛ اما رمضان با هلال آمد و با هلال رفت و اینک در آستانه اولین روز رمضان هستیم. ماه میزبانی خدا که ما را به صبوری می¬خواند و به استقامت و قناعت تا به گفته پیران گذشته شکم محصور باشیم و قانع و در محک امتحان برآییم نه صرفاً با شکم¬های گرسنه و دهان بسته و تشنه بلکه با رهایی اندیشه از دلبستگی¬ها و قیدهای دست و پاگیر و درک فقر برای فهم. فهم تشخیص راستی و درستی و پرهیز از کجی و ناراستی. فهم ارزش مهربانی و دوست داشتن و تعاون و دستگیری، فهم و باور به نیاز بینوایان و امنیتی که از مساعدت به آنان حاصل می¬شود و فاصله طبقاتی را کاهش می¬دهد تا اگر دستی بر آتش است و دستی دور از آن، دستی باشد که به کمک آید و رضایتی پدید آید که لطف خدا را شامل شود برای روز مبادا روزه¬ها و ذخیره¬های معنوی زر سفیدند برای زمستان سیاه.
و اما بعدتر: (ادامه…)