سرمقاله
محمد عسلی
سلام بر بهمن
هر چند سرفصل روزشمار انقلاب اسلامی ایران به ۱۵ خرداد ۴۲ برمی¬گردد، اما بهمن¬ماه یادآور حماسه شکوهمند مردمی است که یکدل و یکزبان فریاد زدند «مرگ بر شاه»
مرگ بر شاه صرفاً مرگ بر یک شخص به نام محمدرضا شاه نبود، بلکه شاه در اذهان عموم مردم سمبل استبداد، خودکامگی، زور، ظلم و زر بوده است.
علیرغم آنکه شاهان در طول تاریخ قهرمانان مقابله با متجاوزان خارجی و بیگانگان قلمداد شده¬اند و بعضاً افتخاراتشان پیروزی در جنگ¬هایی با کشورگشایان و یا یاغیان و تجاوزگران بوده است؛ اما نگاه اغلب شاهان به مردم نگاه ارباب رعیتی بوده است. مردمی که در زمان جنگ می¬باید بهای تدارکات نظامی و ساز و برگ¬های سپاهیان را بپردازند و در زمان صلح هزینه¬های سرسام¬آور دربار شاهان زن¬باره و خوشگذران را.
هر آنچه از تاریخ اجتماعی ایران برمی¬آید طبقاتی بودن جامعه است به گونه¬ای که در بعضی از دوره¬های تاریخی برای هر طبقه¬ای کاری تعریف شده که به سادگی قادر نبوده به طبقه دیگر صعود کند و در بسیاری از دوره¬های تاریخی فرزند یک کارگر مزرعه نمی¬توانسته استعداد خود را برای عبور از این طبقه به طبقه دیگر محک بزند، او طبق دستور شاهان می¬باید در همان طبقه بماند و به مشاغل تعریف شده در همان طبقه مشغول کار شود.
متأسفانه هر آنچه از آثار و ابنیه شاهان به جای مانده که ما آنها را میراث¬های فرهنگی می¬خوانیم هیچ آثاری از وجود مکان¬های به جای مانده¬ای را سراغ نداریم که برای رفاه مردم ساخته شده باشد و یا خانه¬هایی با مهندسی¬های خانه شاهان ساخته و به جای مانده باشد که بگوییم مردم در این مکان¬ها زندگی راحتی داشته¬اند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
خسته نباشید
در فیلم محمد رسول الله صحنه ای به نمایش درمی آید که در آن عده ای ظاهراً از شام برای گفتگو با پیامبر (ص) پیرامون آیین اسلام وارد مدینه می شوند. ورود آنها همزمان می شود با وقت برگزاری نماز جماعت که مسلمانان خانه و کاشانه و دکان خود را بدون حفاظ رها کرده بودند و در مسجد مشغول برگزاری نماز بودند. این مهمانان خارجی بالاخره چشمشان به یک نفر می خورد و از او می پرسند صاحبان این مغازه ها کجا هستند و او پاسخ می دهد که همه به نماز رفته اند. آنها با تعجب می گویند پس چرا دکان های خود را بدون حفاظ و نگهبان رها کرده اند؛ پاسخ می شنوند که در این جا همه چیز در امان است و همین صحنه به عنوان بهترین تبلیغ برای قدرت سازندگی اسلام در نظر آن اشخاص تازه وارد تأثیر خود را می گذارد و متوجه می شوند که در حال تماشای یکی از جلوه های مدینه فاضله اسلامی هستند. در آن زمان شاید چند سالی بیشتر از هجرت پیامبر (ص) و برقراری نظام نوپای اسلامی آن هم در میان قبایلی که اغلب بیسواد و غیرمتمدن بودند نگذشته بود اما پیامبر توانسته بود در مدتی کوتاه به برخی از اهداف والایی که جامعه ی انسانی آن را آرزو می کند جامه ی عمل بپوشاند. چنین امنیتی حاصل نگاه مبتنی به اخلاق و آموزش مسلمانان با ارائه ی الگوی عملی است چرا که در آن زمان هنوز از بهسازی ساختار اقتصادی خبری نبود. آنچه مسلمانان را به همراهی با پیامبر سوق می دهد احساس هم سرنوشتی است یعنی این که ساکنان مدینه احساس می کنند که دستاورد امنیت به خودشان بازمی گردد و هر گونه همگرایی، به قدرت آنها از جهات گوناگون می افزاید. حرکتی که در ابتدای انقلاب خوب آغاز شد و متأسفانه تداوم پیدا نکرد و اکنون که ۳۹ سال از انقلاب می گذرد و ما در آستانه ی ورود به چهلمین سال انقلاب هستیم پس از آن همه هزینه کردن و شهید دادن برای اجرایی شدن احکام اسلامی و تحمل خسارت های فراوان و نواخته شدن تازیانه ی تحریم ها بر گرده ی اقتصاد کشور هنوز به غیر از برخی شاخصه های نیم بند و تقریباً اجباری و ظاهری که عمق چندانی هم ندارد، شاهد حاکمیت ارزش های اسلامی نیستیم و این در حالی است که (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
بهای استقلال و آزادی
در هفته¬های گذشته ترامپ رئیس جمهور آمریکا دستور داد حمایت¬های مالی آمریکا به فلسطین و پاکستان قطع شود زیرا فلسطینیان برای رسیدن به صلح با اسراییل تلاش نکرده¬اند و دولت پاکستان هم در مقابله با داعش کوتاهی کرده است.
هر چند قطع حمایت¬های مالی برای هر کشوری در شرایط اقتصادی فعلی زیان¬ها و کمبودهایی را موجب می¬شود اما این موضع آمریکا که نشانه¬ای از باجخواهی¬های سالیان و تحت قیمومیت در آوردن کشورهای مسلمان است فرصتی ایجاد می¬کند تا دولت¬های مسلمان به خود آیند و بهای استقلال خود را بپردازند.
حمایت¬های مالی و تسلیحاتی آمریکا مانند بشقاب پلویی است که یک موش مرده روی آن است؛ بدطعم، بدخوراک و نجس می¬نماید برای هر ذائقه¬ای چون به بهای از دست رفتن استقلال و آزادی ملت¬هاست.
و اما بعد:
تجربه تاریخی وابستگی به دولت¬های استعماری و امپریالیستی مانند آمریکا سرنوشتی مانند سرنوشت محمدرضا شاه پهلوی، معمر القذافی، صدام حسین، حسنی مبارک، ملک سلمان و دیگر شاهان و امیران منطقه را در پی دارد.
هر دولتی که از پشتیبانی و حمایت مردمی برخوردار نباشد و بخواهد ثبات و امنیت خود را از قدرت¬های خارجی گدایی کند قطعاً وابستگی را پذیرفته و استقلال کشور را فدای حفظ موقعیت خود می¬کند. (ادامه…)