سرمقاله
اسماعیل عسلی
علوم انسانی و نفس های به شماره افتاده
یکی از نشانه های توسعه ی متوازن رشد تمامی ظرفیت ها و قابلیت ها و رشته های علمی و هنری و نیروهای انسانی و بخش های اقتصادی به موازات یکدیگر است. متأسفانه ظرف دهه های گذشته شاهد تنزل جایگاه علوم انسانی در جامعه، مدرسه و دانشگاه هستیم. شواهدی که بر این مدعا صحه می گذارند عبارتند از:
۱- کاهش چشمگیر آثار و تأثیرگذار ادبی
۲- پایین آمدن کیفیت دانشگاه ها در زیربخش های علوم انسانی علیرغم افزایش تعداد دانشجویان در حال تحصیل
۳- بی رغبتی نخبگان علمی و دانش آموزان به تحصیل در رشته های مرتبط با علوم انسانی
۴- کاهش آثار فاخر در زمینه ی فیلمنامه نویسی و نمایشنامه نویسی
۵- تنزل کیفی ترانه ها و سرودها و فاصله گرفتن متون ادبی از فخامت و ژرفایی
۶- انگشت شمار بودن تعداد سخنوران تأثیرگذار و برخوردار از پشتوانه مطالعاتی
۷- کم رونقی مطالعه آثار ادبی و تیراژ پایین کتاب های شعر
۸- ورود ترجمه های بی کیفیت به بازار کتاب (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات، بایدها و نبایدها
آقای جهانگیری معاون اول ریاست جمهوری در مراسم افتتاح بیست و سومین نمایشگاه مطبوعات گفت از روزنامه¬ها نترسید…
بنده عرض می¬کنم خاطرتان جمع دیگر کسی از روزنامه¬ها هراسی ندارد زیرا مطلب ترس¬آوری ندارند نه به طنز و نه به جد آنقدر خودسانسوری نهادینه شده و خاکشیرمزاجی رواج یافته که نقد دستوری هم جای پایی در روزنامه¬ها ندارد چون بی¬پولی و فقر مالی مطبوعاتی از مدیرمسئول گرفته تا سردبیر و خبرنگار همه به دنبال درآمدزایی برای تدارکات نشریه¬اند و فراغتی برای اندیشدن که چه باید و چه نباید بنویسند نمی¬یابند.
و اما بعد:
سخنان آقای جهانگیری در واقع حرف دل همه دست¬اندرکاران مطبوعات و دیگر رسانه¬هاست که اگر تدارکات جنگ گرم یک ضرورت است تدارکات جنگ نرم هم که همان جنگ رسانه¬ای است یک ضرورت است زیرا دشمنان مردم ایران و انقلاب هر دو جنگ را سالیانی است به ما تحمیل کرده¬اند و روز به روز بر آتش ذخیره آن می¬افزایند.
متأسفانه چند سالی است یارانه¬های کاغذ در حد زیادی کاهش پیدا کرده و روزنامه¬ها به حال خودشان رها شده¬اند تا اگر می¬خواهند بمانند در آشفته بازار فعلی به دنبال تأمین هزینه¬ها باشند در چنین شرایطی روزنامه¬های خصوصی چه می¬توانند بنویسند که در همین اندک آگهی¬های دولتی هم به رویشان بسته نشود!
امروز هر گزارش محله¬ای و یا شهری و بکارگیری نیروهای کارآمد نقاد، نویسنده و هنرمند و تدارکات رفت و آمدها کلی هزینه دارد؛ جوانمرگ شدن نشریات جدید هم ناشی از عدم حمایت مالی است جناب رئیس جمهور و آقایان وزرا با دست و پای بسته نمی¬توان از گرداب¬ها عبور کرد ایثارگران هم اندک قوت لایموتی برای حرکت نیاز دارند. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
موانع سیاسی و فرهنگی خصوصی سازی در ایران
اغلب کسانی که از خصوصی سازی سخن می گویند، کاستن از بار تولی گری دولت را مد نظر قرار می دهند ضمن این که نیم نگاهی هم به رونق اقتصادی و ایجاد تغییر در شاخص های رشد دارند اما اگر بگوییم خصوصی سازی و فاصله گرفتن دولت از فعالیت های اقتصادی بزرگترین انقلابی است که می تواند در ایران رخ دهد سخنی به گزافه نگفته ایم!
شاید برخی به غلط تصور کنند که اداره کنندگان کشور رغبت زیادی به رها شدن از فعالیت اقتصادی دارند، درحالی که چنگ اندازی دولت و برخی نهادها بر بسیاری از کارخانجات، بنگاه های اقتصادی و مؤسسات مالی بیمه ای و سازمان های بزرگ با گردش مالی بالا یکی از مهم ترین ابزارهای اقتدار آنهاست. چرا که دولت و نظام از طریق جذب نیروی انسانی، انباشتن خزانه و مدیریت داد و ستدها و همچنین توزیع درآمدها و بهره وری از نوسانات ارزی بر اساس برنامه های مبتنی بر قبض و بسط های اقتصادی ناشی از تحولات منطقه ای و جهانی، اهداف خود را پیش می برد، هر چند همه می دانیم که خصوصی سازی نقطه ی پایانی بر بسیاری از تخلفات، سوء استفاده ها، کم کاری ها و پایین بودن کیفیت تولید است و به بهبود فضای کسب و کار و صادرات و واردات می انجامد اما تمرکزگرایی که از شاخصه های توسعه نیافتگی است مانع عقب نشینی دولت از این سنگر است!
سلطه ی دولت و نهادهای پر مخاطب و عیالوار بر منابع، کارخانجات، سازمان ها و بنگاه های اقتصادی این امکان را فراهم می کند که قدرتی متمرکز عنان و افسار همه ی امور را در دست داشته باشد تا آنجا که حتی با تعیین معیارهایی خاص برای گزینش نیروی انسانی مورد نیاز در مراکز دولتی، می تواند رفتار شهروندان را کنترل کند و روی کنش ها و رفتارهای اجتماعی و سیاسی آنها تأثیر بگذارد و از این رهگذر می تواند طیف وسیعی از جامعه را به دنبال خود بکشاند. هر چند با این روش دولت ماهی را بین فقرا توزیع می کند و ماهیگیری را به آنها نمی آموزد و همواره در حال فقیرپروری است اما کماکان به این رویه ادامه می دهد. بنابراین نباید تصور کرد که خصوصی سازی به صورت جدی دنبال می شود. حتی خصوصی سازی های صورت گرفته ظرف چند سال اخیر نیز با محافظه کاری بالایی همراه بوده به طوری که سعی شده کارخانجات به قیمتی پایین تر از حد معمول و صرفاً به کسانی واگذار شود که در تعهد آنها نسبت به پیگیری اهداف کلان نظام تردیدی وجود ندارد. (ادامه…)