سرمقاله
محمد عسلی
زلزله سیاسی در عربستان سعودی و چراها و اماها
بازداشت ۴۰ شاهزاده و مقام سابق سعودی و شیخ ولید الابراهیم رئیس گروه ام بی سی، ولیدبن طلال میلیاردر معروف سعودی، خالد التویحری رئیس سابق دیوان امیری و عادل فقیه وزیر سابق کار و چهار وزیر فعلی سعودی و احتمالاً افراد دیگری به تبع تحولات حکایت از یک پاکسازی سیاسی دارد که زمینه را برای انتقال قدرت از پدر به پسر فراهم می¬کند.
و اما بعد:
قبل از انتخاب محمدبن سلمان به ولایتعهدی که در خاندان سعودی سابقه نداشت به جای برادران پادشاه فرزند به ولایتعهدی برگزیده شود هم بعضی از شاهزادگان سعودی که احتمال مخالفتشان می¬رفت بازداشت شدند و یا آنکه تحت¬الحفظ در حصر خانگی هستند.
تحولات اخیر در عربستان سعودی که جنبه¬های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن چندی است بروز کرده است را می¬توان ناشی از عوامل و عوارض زیر دانست.
یکم وضعیت نابسامان خاورمیانه عربی که خواب پادشاهان و امیران کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را آشفته کرد و اتحاد آنها را با تحریم قطر مخدوش نمود.
سپس ناکامی عربستان در جنگ یمن که تصور می¬رفت چند روزه آن را جمع می¬کنند و به یک جنگ فرسایشی و خونریزی¬های زیادی تبدیل شد تا آنجا که چماق طرفداران حقوق بشر هم بر خلاف میل دولت آمریکا که خود را هم¬پیمان عربستان می¬داند بلند شد و در شورای امنیت عربستان به کودک¬کشی متهم گردید. (ادامه…)
- دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله
یادداشت
الف – بیدار
پشتوانه ای قابل اتکا
دهان بلعنده و اشتهای سیری ناپذیر اقتصاد آمریکا برای جذب سرمایه ها، در اختیار گرفتن نیروهای انسانی خلاق و تخلیه ی ارزان منابع زیرزمینی کشورهای دیگر و ایجاد بازار فروش برای کالاهای تولیدی خود در سایه ی دیپلماسی پیچیده به گونه ای است که هرکشوری می تواند آمریکا را در خوش بینانه ترین حالت یک رقیب و در بدترین شرایط یک دشمن تلقی کند. اینکه هر کشوری چه نوع سیاستی در قبال آمریکا اتخاذ می کند تا حتی المقدور از شر این کشور در امان باشد به درایت و آینده نگری، سیستم اقتصادی و حکومتی آن کشور بازمی گردد. افشای جاسوسی سازمان های مخوف سری وابسته به آمریکا از برخی کشورهای اروپایی نشان داد که حتی شریک تجاری و رفیق دیپلماتیک بودن با آمریکا نیز مصونیت بخش نیست. به هر تقدیر برخورداری از رتبه ی اولی اقتصاد جهان معنایی جز این ندارد که این کشور در جریان به دست آوردن چنین ثروت عظیمی تنها به خودش متکی نیست بلکه نه تنها روی همراهی دوستانش بلکه روی دشمنی دشمنانش نیز حساب باز می کند.
این که یک کشور چندین ملیتی انسان هایی متعلق به تمامی رنگ ها و نژادها و ادیان و مذاهب را در خود جای داده و اقلیتی سرمایه دار، تاجر، بازرگان و صنعتگر را به سلاح دانش و تکنولوژی مسلح نموده و در چارچوب نظام لیبرال دموکراسی در ۵۰ ایالتی که هر کدام به گونه ای خاص اداره می شود پراکنده است خود از متمایز بودن این کشور حکایت دارد
موقعیت ژئوپولتیک ایران در منطقه ی بحران زا و سرشار از نفت خاورمیانه به گونه ای است که همواره مورد طمع کشورهای قدرتمند بوده است. چشمداشت عمومی کشورهای توسعه یافته از ایران، دوستی و همکاری در مسایل منطقه ای و جهانی، ایفای نقش نیابتی و ژاندارمی و همچنین مشارکت در معاهدات نظامی است که حاصل آن همچنان که در زمان پهلوی تجربه شده، امنیتی نسبی و شکننده، اقتصادی در بهترین وضعیت نیمه پویا و وابسته و فرهنگی رو به استحاله است. (ادامه…)
- یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله
سرمقاله
محمد عسلی
چرا سفارت آمریکا در تهران تسخیر شد؟
سیزده آبان که روز مبارزه با استکبار جهانی تعیین شده در تاریخ ایران و جهان نقطه عطفی است که به نظر می¬رسد ساده از کنار آن گذشته¬ایم. آمریکایی که خود را بزرگترین، پیشرفته¬ترین و اقتصادی¬ترین کشور جهان می¬داند و از ۲۸ مرداد ۳۲ تا ۱۳۵۷ به مدت ۲۵ سال یکه¬تاز میدان در ایران بوده است تصور نمی¬کرد روزی دانشجویان معترض از دیوار سفارت آن بالا روند و تمامی کارکنان و دیپلمات¬های آن را کت و بغل بسته به مدت ۴۴۴ روز در اختیار بگیرند. این رویداد تابوی آمریکا را شکست و ترس از آمریکا را در اذهان عمومی مردم دنیا به ویژه مسلمانان کاهش داد.
و اما بعد:
اگر مروری بر وقایع و رویدادهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا حمله به سفارت آمریکا در تهران را مد نظر قرار دهیم و به تحلیل آن وقایع نشینیم آنچه از همه مهم¬تر می¬نمود دستگیری و محاکمه شاه هدف دولت انقلابی و به ویژه حضرت امام ¬بود.
اما شاه از کشور فرار کرده و قصد داشت در آمریکا اقامت کند. گر چه دولت وقت آمریکا برای حفظ منافع خود در ایران مصلحت می¬دید با درخواست شاه کج¬دار و مریز رفتار کند تا به قولی آبها از آسیاب بیفتد و شرایطی برای پذیرش شاه فراهم شود اما وقایع به گونه¬ای پیش رفت که دولت کارتر در برابر انقلاب اسلامی ایران خود را دو سر باخت می¬دید.
اگر شاه را می¬پذیرفت و دست به چنین قماری می¬زد کارکنان سفارتخانه وی به خطر می¬افتادند و راهی برای توجیه این کار در برابر افکار عمومی مردم ایران و جهان نمی¬یافت و اگر او را به آمریکا راه نمی¬داد اعتماد دولت¬های دست نشانده و به اصطلاح هم¬پیمانان خود را که قبل از انقلاب یکی از آنها ایران می¬بود از دست می¬داد.
مضافاً اینکه هنوز امیدوار بود با ورود عوامل نفوذی خود که یکی در صدا و سیمای مرکز به نام قطب¬زاده مدیرعامل شده بود و دیگری بنی¬صدر که نماینده خبرگان بود و تمرین ریاست جمهوری می¬کرد، بتواند منافع خود را در ایران حفظ کند. نتیجه آنکه شاه ابتدا به مصر رفت بعد مهمان پادشاه مراکش شد و سپس به بهانه بیماری راهی آمریکا شد که مدت آن کوتاه بود و نهایتاً به کشور پاناما رفت و در مصر وفات یافت.
در تمامی این مدت سخنگوی دولت موقت و امام خمینی تقاضای استرداد شاه و بستگانش را داشتند و سفارت آمریکا مدام در حال رایزنی و نفاق¬افکنی بود و چراغ سبزی به دولت موقت نشان نمی¬داد. (ادامه…)
- شنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۶
- سرمقاله